ايران صخره

Monday, December 12, 2005

پيشگفتار

پيشگفتار
ساليان سال، يکي از مهمترين نگرانيهاي من اين بوده است که مردم چگونه ميتوانند جلوي به وجود آمدن ديکتاتور يها را بگيرند و
يا ديکتاتور يهاي موجود را از ميان ببرند. اين علاقه ناشي از اين عقيده است که هيچ انساني نبايد تحت تسلط انساني ديگر زندگي کند
و يا توسط حکومتهاي ديکتاتوري از ميان برداشته شود. اين عقيده با مطالعه درباره لزوم آزادي نوع بشر، با تحقيق درباره ذات
حکومتهاي ديکتاتوري از نظرات ارسطو گرفته تا تحليل حکومتهاي تماميت خواه و با بررسي تاريخي حکومتهاي ديکتاتوري
بخصوص آلمان نازي و روسيه استاليني در من رشد يافته است.
در طول سا لها، فرصت شناخت انسا نهايي را داشته ام که تحت حکومت ناز يها زندگي کرده و رنج کشيد ه اند. در ميان آ نها اشخاصي
نيز وجود داشتند که از اردوگا ههاي کار اجبار ي آلمان جان سالم به در برده بودند. در نروژ، با مردمي ملاقات کردم که با حکومت نازي
مبارزه کرده و زنده مانده بودند، و درباره مردمي شنيدم که از ميان رفته بودند. با يهودياني که از چنگال ناز يها گريخته و هميطور با
انسان هايي که براي زنده ماندن به آ نها کمک کرده بودند، صحبت کردم.
وحشت حکومت استالين، در اکثر کشورها بيشتر از طريق کتاب شناخته شده است تا از طريق تما سهاي فردي. اين وحشت براي من
تلخ تر و گزند ه تر بود چرا که با نام آزادي و رها شدن از ظلم و استثمار به مردم تحميل شده بود.
در ده هاي اخير از طريق ديدار با افرادي از کشورهايي با حکومتهاي استبدادي همانند پاناما، لهستان، شيلي، تبت و برمه، حقايق
ديکتاتور يهاي امروز ملمو س تر شده است. با مشاهده تبتي هايي که عليه مهاجمين چين کمونيست جنگيدند، رو سهايي که کودتاي
۱۹۹۱ را خنثي کردند و تايلند يهايي که بدون خشونت بازگشت به حکومتي نظامي را غير ممکن ساختند ديدگاه هاي از
طبيعت دسيسه آميز ديکتاتور يها به دست آوردم.
گاه به گاه با مشاهده مکا نهايي که هنوز خطرناک بودند و مقاومت در آ نها جريان داشت، احساس ترحم براي مردم و خشم نسبت به
وحشيگير يها ، به همراه تحسين قهرمانيهاي آرام مردان و زناني با شجاعتهايي مافوق تصور، در من افزايش ميافت. اين مکا نها
شامل پاناماي تحت حکومت نوري هگا، ويلنيوس در ليتواني زير سرکوبي مستمر شوروي، ميدان تيانانمن در پکن به هنگام تظاهرات براي
آزادي و بخصوص در لحظه ورود اولين نيروهاي زرهي در آن شب شوم و مراکز فرماندهي مستقر در جنگل نيروهاي دموکرات آزاد در
مانرپلابرمه بود
گاهي از مناطق شکست خورده بازديد ميکردم. مثل برج تلويزيون و قبرستان ويلنيوس، پارک عمومي ريگا که انسا نها در آن کشتار
شده بودند، مرکز فرارا در ايتالياي شمالي که فاشيستها در آنجا مقاومت کنندگان را به خط کرده ، گلوله باران نموده بودند و قبرستان
ساد ه اي در مانرپلاو که از جسدهاي مرداني که براي مردن هنوز جوان بودند انباشته بود. اين حقيقتي ناراحت کننده است که ردپاي
استبداد، ويراني و مر گ است.
اين مسائل و اين تجربيات عقيد هاي را در من تقويت کرد مبني بر اينکه شايد جلوگيري از ايجاد و ادامه حيات ديکتاتور يها امکا نپذير
باشد. فکر ميکردم بايد راهي باشد تا بتوان از طريق مبارز ه هايي موفق و با کمترين ميزان کشتار متقابل، ديکتاتور يهاي فعلي را
متلاشي کرد و جلوي برخاستن ديکتاتور يهاي جديد از ميان خاکسترهاي آن را گرفت.
پيشگفتار
٢
من تلاش نمود ه ام با دقت به کاراترين رو شها براي شکست دادن ديکتاتور يها بيانديشم. رو شهايي که تا حد امکان کمترين رنج را به
افراد وارد کند و تا حد ممکن باعث از ميان رفتن جان انسا نها نشود. در اين تلاش به سا لها مطالعه ام درباره ديکتاتور يها، نهضتهاي
مقاومت، انقلا بها، افکار سياسي، سيستمهاي حکومتي و بخصوص مبارزات واقعبينانه غير خشونت آميز توجه نمود ه ام.
نوشته حاضر حاصل اين تلاش است. البته مطمئن هستم که تا کمال راه بسياري باقي است، اما شايد بتواند راهنماي برنامه ريزي
حرکتهاي آزاد ي گرايانه اي باشد که از هميشه موثرتر و قدر تمندتر عمل کنند.
بنا به ضرورت و همچنين انتخاب آگاهانه، تمرکز اين کتاب بر روي رو شهاي عمومي مبارزه با ديکتاتور ي و جلوگيري از بوجود آمدن
حکومتهاي استبدادي جديد است. من صلاحيت تحليل موشکافانه و تجويز نسخه هاي مبارزه براي کشورهاي خاصي را دارا نيستم. اما
به هر حال آرزو يم اين است که اين تحليل عام براي مردم بسياري که تحت حکومتهاي استبدادي زندگي و مبارزه
ميکنند مفيد واقع شود. لازم است که آ نها اعتبار اين نظريات را در کشور خود بيازمايند و با گسترش اين نظريات آ نها را براي
موقعيتها و شرايط ويژه خود قابل اجرا سازند.
در نوشتن اين کتاب، مديون افراد زيادي هستم. بروس جنکينز، دستيار ويژ هام که براي تشخيص ايرادات در محتوا و ارائه مطالب،
همکاري ارزشمندي داشت. وي در عين حال پيشنهادهاي ارزند ه اي براي ساختاربندي دوباره کتاب، بازبينيهاي نوشتاري و ساد ه سازي
بعضي از مطالب دشوار ارائه داد. همچنين سپاسگذار هميار يهاي نوشتاري استفان کودي هستم. دکتر کريستوفر کروگلر و روبرت
هلوي انتقادها و پيشنهادهاي بسيار مفيدي ارائه دادند. دکتر هازل مکفرسون و دکتر پاتريشيا پارکمن به ترتيب اطلاعاتي درباره
منازعات در آفريقا و آمريکاي لاتين به من دادند. هرچند که اين اثر از کمک ها، حمايتها و محبتهاي بسياري از افراد استفاده برده
است، مسووليت تمامي تحليل ها و نتيجه گير يهاي موجود در آن با اينجانب است.
در هيچ کجاي اين اثر تصور نشده است که مبارزه با ديکتاتورها تلاشي ساده و بي هزينه است. هر مبارز ه اي پيچيدگي و هزينه هاي
خاص خود را دارد. مبارزه با ديکتاتورها هم ، مطمئنا صدماتي خواهد داشت اما اميد من اين است که اين تحليل رهبران مقاومت را به
طراحي استراتژ يهايي برانگيزد که در عين دارا بودن بيشترين قدرت و بيشترين تاثيرگذاري، کمترين صدمات را نيز موجب شوند.
علاوه بر اين نبايد از اين تحليل برداشت شود که با سرنگوني يک ديکتاتور ، تمامي مشکلات ديگر نيز حل خواهد شد. سقوط هيچ
رژيم تماميت خواه به مدينه فاضله نمي انجامد بلکه تنها راهي را مي گشايد که مردم از طريق سخت کوشي و تلا شهاي طولاني بتوانند
روابط اجتماعي، اقتصادي و سياسي جديدي برقرار کنند و اين روابط جديد به نوبه خود بتوانند بي عدالتيها و جور را نابود سازند. اميد
من اين است که اين تحليل مختصر از رو شهاي مبارزه با رژيمهاي استبدادي و چگونگي متلاشي کردن اين حکومتها براي مردم
تحت انقيادي که اميد آزادي دارند مفيد واقع شود.


شارپ جين
۱۹۹۳ اکتبر ۶

0 Comments:

Post a Comment

<< Home