فصل اول بخش يک
اول فصل
مواجهه واقع بينانه با ديکتاتور يها
در سا لهاي اخير بسياري از ديکتاتوريها چه با ريشه هاي داخلي يا خارجي درمواجهه با مبارزات سازمان يافته مردم سقوط کرده و يا متزلزل
شد ه اند. حتي مشاهده شده است که ديکتاتوريهاي بسيار قدرتمند، ظاهرا رسوخ ناپذير و داراي بيشترين نيروي محافظ دربرابر مقاومت مسالمت
آميز هماهنگ سياسي، اقتصادي و اجتماعي مردم تسليم شد ه اند.
از دهه ۱۹۸۰ ديکتاتوريهاي بسياردراستوني، لاتويا و ليتواني، لهستان، آلمان شرقي، چکسلواکي و اسلووني، ماداگاسکار، مالي، بوليوي و فيليپين
در برابر جنبشهاي مردمي غير خشونت آميز تسليم شد ه اند. مبارزات غير خشونت آميز در نپال، زامبيا، کره جنوبي ، شيلي، آرژانتين ، هائيتي،
برزيل، اروگوئه، تايلند، بلغارستان، مجارستان، زئير، نيجريه و بخشهاي بزرگي از کشورهاي تازه استقلال يافته از شوروي سابق بخصوص
در خنثي کردن کودتاي نظامي آگوست ۱۹۹۱ نيز جنبشهاي دموکراسي خواهانه را به پيش برده است. علاوه بر اينها، در سا لهاي اخير مبارز ه
طلبيهاي تود هاي سياسي در چين، برمه و تبت نيز شکل گرفته است. هرچند که اين منازعه ها به پيروزي نهايي نرسيدند و باعث سقوط ديکتاتور
هاي حاکم يا اشغالگران نشدند اما چهره بيرحم اين رژيمهاي سرکوبگر را براي جامعه جهاني به نمايش گذاشتند و در عين حال براي مردم نيز
تجربه اي ارزشمند از مبارزات بدون خشونت بر جاي نهادند مطمئنا سقوط ديکتاتوري در کشورهاي نام برده باعث از بين رفتن تمامي مشکلات
ديگر اين جوامع نشده است. فقر، جنايت، ناکارآمدي بوروکراسي و تخريب محيط زيست ميراث رژيمهاي استبدادي حيوان صفت است. اما به هر
حال، سقوط اين حکومتها شرايطي را فراهم مي کند تا مردمي که تا به امروز تحت ستم بود ه اند بتوانند براي حل مشکلات خود جوامعي با سطح
دموکراسي سياسي بالاتر، آزاد يهاي شخصي بيشتر و عدالت اجتماعي گسترد ه تر ايجاد کنند.
مشکلي هميشگي
براستي در ده هاي اخير ،گرايش گسترد ه تري براي آزاد کردن جوامع و کسب آزادي در جهان به وجود آمده است. بر اساس آمار خانه آزادي که
هر ساله تحقيقي بر اساس وضعيت حقوق سياسي و آزاد يهاي مدني در مناطق مختلف جهان انجام داده، کشورها را بر اساس اين معيارها طبقه بندي
مي کند، کشورهايي که در طبقه بندي آزاد قرار ميگيرند به صورت دائمي رو به افزايش است.
سال آزاد ـ نيمه آزاد ـ غير آزاد
۱۹۸۳ 55% 76% 64%
۱۹۹۳ 75% 73% 38%
-
- توزيع کشورها بر اساس سال و وضعيت سياسي – جدول 1
اما اين روند دلخوش کننده، با بررسي جمعيتي از جهان که در شرايط استبدادي زندگي ميکنند وضعيت واقع بينانه تري به خود ميگيرد. در ژانويه۱۹۹۳
از 31 درصد جمعيت تقريبا۵ ميليارد نفري جهان در زير سايه وحشت حکومتهايي زندگي ميکردندکه در اين جدول غيرآزاد طبقه بندي شد ه اند يعني
مناطقي که در آ نها محدوديتهاي شديد سياسي وجود داشته و آزاد يهاي مدني نقض ميشوند اين ۳۸ کشور و ۱۲ منطقه اي که تحت عنوان غير آزاد طبقه
بندي شده اند مناطق تحت سلطه ديکتاتوريهاي نظامي مانند برمه وسودان پادشاهي سنتي سرکوبگرمانندعربستان صعودي و بوتان احزاب مقتدر سياسي
مانند چين، عراق و کره شمالي اشغالگران خارجي مانند تبت و تيمور شرقي و حکومتهاي انتقالي را شامل ميشوند. امروزه کشورهاي بسياري در حال
تحول سريع اقتصادي اجتماعي وسياسي هستند با وجوديکه تعداد کشورهاي آزاد دردهه هاي اخيررشد داشته اما اين ترس هميشه وجود داردکه در نتيجه
اين تحولات سريع وبنيادين بعضي مناطق راه معکوس را درپيش گيرند و انواع جديدي ازديکتاتوري را تجربه کنند.گروههاي نظامي، اشخاص جاه طلب
،صاحب منصبان برگزيده و گروههاي سياسي داراي ايدئولوژيهاي خاص، هميشه تلاش ميکنند تا عقايد وخواسته هاي خود را به ديگران تحميل کنند.
کودتاها هميشه روي داده و در آينده نيز روي خواهند داد براي بسياري از جهانيان هنوز حقوق بنيادين انساني و حقوق مشارکت سياسي پايمال ميشودودر
آينده نيز پايمال خواهد شد متاسفانه گذشته هنوز به همراه ما است. مشکل ديکتاتوري عميق وريشه دار است مردم دربسياري از کشورها براي دهه هاي
متوالي و حتي قر نها از سلطه حکومتهاي بيدادگر داخلي يا خارجي رنج برد ه اند هميشه تلاش شده است تا اطاعت بي چون و چرا از منابع اقتدار ورهبران.
اين حکومتها در انسا نها دروني شود. در موارد حادتر، نهادهاي اجتماعي، سياسي، اقتصادي و حتي ديني اي که بيرون از حوزه اقتدار دولت قرار داشته اند
تعمدا تضعيف شده زير سلطه قرار گرفته وحتي با نهادهايي که ازطرف دولت و يا رهبر وظيفه ايجاد کنترل اجتماعي را برعهده داشته اند جايگزين شده اند.
مردم در اين حکومتها اتميزه شد ه به تود ه اي از افرادي جداي از يکديگر تبديل شد ه اند که توانايي همياري براي رسيدن به هدفي مشترک را نداشته اند و
نتوانسته اند به يکديگر اعتماد کنند يا حتي به ابتکار خود قدمي بردارند.
نتيجه قابل پيش بيني است مردم ضعيف ميشوند و اعتماد بنفس و نيروي مقاومت آ نها از ميان ميرود وآنقدرميترسند که نميتوانند نفرت خود از ديکتاتوري
و عطش خويش براي آزادي را حتي براي خويشاوندان يا دوستان خود ابراز کنند. مردم از اينکه به صورت عملي به مقاومت عمومي فکر کنند وحشت زده
ميشوند و ميگويند مگر مقاومت چه فايد ه اي دارد ؟ اين مردم ترجيح ميدهند به جاي پرسش اين سوال، ، با رنجي بي هدف و آيند ه اي بدون اميد به زندگي .
ادامه دهند. اين روزها وضعيت زندگي در حکومت هاي استبدادي حتي از گذشته نيز بدتر شده است. در گذشته بعضي از مردم مقاومتهايي نشان ميدادند و
گاه به گاه حرکتهاي اعتراضي توده اي و تظاهراتي در برابر استبداد انجام مي گرفت. گويي موقتا روح تاز ه اي در مردم دميده شده بود. در ديگر اوقات،
افراد مستقل و يا گروه هاي کوچک در حمايت از عقيده خود و يا تبليغ آن و گاه تنها به منظور نمايش حضور مقاومت، رفتارهاي اعترا ض آميز شجاعانه
ولي بي فايد ه اي انجام ميدادند. اين رفتارها هرچند اصيل و باشکوه بود اما براي چيرگي بر ترس مردم و غلبه بر عادت پيروي آنان از قدرت - دو پيش
نياز اساسي در مبارزه با ديکتاتوري - تاثير چنداني نداشت. اين حرکتها نه تنها به پيروزي و يا حتي ايجاد اميد در دل مردم نايل نميشد، بلکه متاسفانه در
بعضي مواقع فشارها، کشتارهاو رنجهاي انساني را شدت نيز ميبخشيد.
مواجهه واقع بينانه با ديکتاتور يها
در سا لهاي اخير بسياري از ديکتاتوريها چه با ريشه هاي داخلي يا خارجي درمواجهه با مبارزات سازمان يافته مردم سقوط کرده و يا متزلزل
شد ه اند. حتي مشاهده شده است که ديکتاتوريهاي بسيار قدرتمند، ظاهرا رسوخ ناپذير و داراي بيشترين نيروي محافظ دربرابر مقاومت مسالمت
آميز هماهنگ سياسي، اقتصادي و اجتماعي مردم تسليم شد ه اند.
از دهه ۱۹۸۰ ديکتاتوريهاي بسياردراستوني، لاتويا و ليتواني، لهستان، آلمان شرقي، چکسلواکي و اسلووني، ماداگاسکار، مالي، بوليوي و فيليپين
در برابر جنبشهاي مردمي غير خشونت آميز تسليم شد ه اند. مبارزات غير خشونت آميز در نپال، زامبيا، کره جنوبي ، شيلي، آرژانتين ، هائيتي،
برزيل، اروگوئه، تايلند، بلغارستان، مجارستان، زئير، نيجريه و بخشهاي بزرگي از کشورهاي تازه استقلال يافته از شوروي سابق بخصوص
در خنثي کردن کودتاي نظامي آگوست ۱۹۹۱ نيز جنبشهاي دموکراسي خواهانه را به پيش برده است. علاوه بر اينها، در سا لهاي اخير مبارز ه
طلبيهاي تود هاي سياسي در چين، برمه و تبت نيز شکل گرفته است. هرچند که اين منازعه ها به پيروزي نهايي نرسيدند و باعث سقوط ديکتاتور
هاي حاکم يا اشغالگران نشدند اما چهره بيرحم اين رژيمهاي سرکوبگر را براي جامعه جهاني به نمايش گذاشتند و در عين حال براي مردم نيز
تجربه اي ارزشمند از مبارزات بدون خشونت بر جاي نهادند مطمئنا سقوط ديکتاتوري در کشورهاي نام برده باعث از بين رفتن تمامي مشکلات
ديگر اين جوامع نشده است. فقر، جنايت، ناکارآمدي بوروکراسي و تخريب محيط زيست ميراث رژيمهاي استبدادي حيوان صفت است. اما به هر
حال، سقوط اين حکومتها شرايطي را فراهم مي کند تا مردمي که تا به امروز تحت ستم بود ه اند بتوانند براي حل مشکلات خود جوامعي با سطح
دموکراسي سياسي بالاتر، آزاد يهاي شخصي بيشتر و عدالت اجتماعي گسترد ه تر ايجاد کنند.
مشکلي هميشگي
براستي در ده هاي اخير ،گرايش گسترد ه تري براي آزاد کردن جوامع و کسب آزادي در جهان به وجود آمده است. بر اساس آمار خانه آزادي که
هر ساله تحقيقي بر اساس وضعيت حقوق سياسي و آزاد يهاي مدني در مناطق مختلف جهان انجام داده، کشورها را بر اساس اين معيارها طبقه بندي
مي کند، کشورهايي که در طبقه بندي آزاد قرار ميگيرند به صورت دائمي رو به افزايش است.
سال آزاد ـ نيمه آزاد ـ غير آزاد
۱۹۸۳ 55% 76% 64%
۱۹۹۳ 75% 73% 38%
-
- توزيع کشورها بر اساس سال و وضعيت سياسي – جدول 1
اما اين روند دلخوش کننده، با بررسي جمعيتي از جهان که در شرايط استبدادي زندگي ميکنند وضعيت واقع بينانه تري به خود ميگيرد. در ژانويه۱۹۹۳
از 31 درصد جمعيت تقريبا۵ ميليارد نفري جهان در زير سايه وحشت حکومتهايي زندگي ميکردندکه در اين جدول غيرآزاد طبقه بندي شد ه اند يعني
مناطقي که در آ نها محدوديتهاي شديد سياسي وجود داشته و آزاد يهاي مدني نقض ميشوند اين ۳۸ کشور و ۱۲ منطقه اي که تحت عنوان غير آزاد طبقه
بندي شده اند مناطق تحت سلطه ديکتاتوريهاي نظامي مانند برمه وسودان پادشاهي سنتي سرکوبگرمانندعربستان صعودي و بوتان احزاب مقتدر سياسي
مانند چين، عراق و کره شمالي اشغالگران خارجي مانند تبت و تيمور شرقي و حکومتهاي انتقالي را شامل ميشوند. امروزه کشورهاي بسياري در حال
تحول سريع اقتصادي اجتماعي وسياسي هستند با وجوديکه تعداد کشورهاي آزاد دردهه هاي اخيررشد داشته اما اين ترس هميشه وجود داردکه در نتيجه
اين تحولات سريع وبنيادين بعضي مناطق راه معکوس را درپيش گيرند و انواع جديدي ازديکتاتوري را تجربه کنند.گروههاي نظامي، اشخاص جاه طلب
،صاحب منصبان برگزيده و گروههاي سياسي داراي ايدئولوژيهاي خاص، هميشه تلاش ميکنند تا عقايد وخواسته هاي خود را به ديگران تحميل کنند.
کودتاها هميشه روي داده و در آينده نيز روي خواهند داد براي بسياري از جهانيان هنوز حقوق بنيادين انساني و حقوق مشارکت سياسي پايمال ميشودودر
آينده نيز پايمال خواهد شد متاسفانه گذشته هنوز به همراه ما است. مشکل ديکتاتوري عميق وريشه دار است مردم دربسياري از کشورها براي دهه هاي
متوالي و حتي قر نها از سلطه حکومتهاي بيدادگر داخلي يا خارجي رنج برد ه اند هميشه تلاش شده است تا اطاعت بي چون و چرا از منابع اقتدار ورهبران.
اين حکومتها در انسا نها دروني شود. در موارد حادتر، نهادهاي اجتماعي، سياسي، اقتصادي و حتي ديني اي که بيرون از حوزه اقتدار دولت قرار داشته اند
تعمدا تضعيف شده زير سلطه قرار گرفته وحتي با نهادهايي که ازطرف دولت و يا رهبر وظيفه ايجاد کنترل اجتماعي را برعهده داشته اند جايگزين شده اند.
مردم در اين حکومتها اتميزه شد ه به تود ه اي از افرادي جداي از يکديگر تبديل شد ه اند که توانايي همياري براي رسيدن به هدفي مشترک را نداشته اند و
نتوانسته اند به يکديگر اعتماد کنند يا حتي به ابتکار خود قدمي بردارند.
نتيجه قابل پيش بيني است مردم ضعيف ميشوند و اعتماد بنفس و نيروي مقاومت آ نها از ميان ميرود وآنقدرميترسند که نميتوانند نفرت خود از ديکتاتوري
و عطش خويش براي آزادي را حتي براي خويشاوندان يا دوستان خود ابراز کنند. مردم از اينکه به صورت عملي به مقاومت عمومي فکر کنند وحشت زده
ميشوند و ميگويند مگر مقاومت چه فايد ه اي دارد ؟ اين مردم ترجيح ميدهند به جاي پرسش اين سوال، ، با رنجي بي هدف و آيند ه اي بدون اميد به زندگي .
ادامه دهند. اين روزها وضعيت زندگي در حکومت هاي استبدادي حتي از گذشته نيز بدتر شده است. در گذشته بعضي از مردم مقاومتهايي نشان ميدادند و
گاه به گاه حرکتهاي اعتراضي توده اي و تظاهراتي در برابر استبداد انجام مي گرفت. گويي موقتا روح تاز ه اي در مردم دميده شده بود. در ديگر اوقات،
افراد مستقل و يا گروه هاي کوچک در حمايت از عقيده خود و يا تبليغ آن و گاه تنها به منظور نمايش حضور مقاومت، رفتارهاي اعترا ض آميز شجاعانه
ولي بي فايد ه اي انجام ميدادند. اين رفتارها هرچند اصيل و باشکوه بود اما براي چيرگي بر ترس مردم و غلبه بر عادت پيروي آنان از قدرت - دو پيش
نياز اساسي در مبارزه با ديکتاتوري - تاثير چنداني نداشت. اين حرکتها نه تنها به پيروزي و يا حتي ايجاد اميد در دل مردم نايل نميشد، بلکه متاسفانه در
بعضي مواقع فشارها، کشتارهاو رنجهاي انساني را شدت نيز ميبخشيد.

0 Comments:
Post a Comment
<< Home