ايران صخره

Thursday, January 12, 2006

فصل دوم،خطر مذاکرات

فصل دوم
خطرات مذاکرههمانگونه که در فصل اول بررسي شد درمواجهه با مشکلات بسياري که در رودررويي با ديکتاتوري وجود دارد عد ه اي از مردم ممکن است به وضعيت فرمانبرداري منفعلانه عقب نشيني نمايند . ديگران با نااميد شدن از دست يابي به دموکراسي ممکن است تفوق پايدارديکتاتوري را پذيرفته، اميدوار باشند تا از طريق مذاکره ومصاحله و توافق بتوانند به عناصري مثبت دست يافته، به وحشي گر ي هاخاتمه دهند. ظاهرا فقدان گزينه هاي واقعگرايانه باعث اينچنين تفکراتي است.مبارزه جدي عليه ديکتاتوري هاي بي رحم، چشم انداز مطبوعي ندارد . پس چرا بايد در اين مسير قدم بگذاريم ؟ آيا هر فردي نمي تواند منطقي باشد وراههايي براي صحبت بيابد و تلاش نمايد تا از طريق مذاکره به صورت تدريحي به ديکتاتوري موجود خاتمه دهد؟ آيا دموکراتها نميتوانند با متوسل شدن به حس انسانيت ديکتاتور، وي را نسبت به كم كردن تدريجي سلطه اش متقاعد کنند و با اين روش در نهايت، حکومتي دموکراتيک بوجود آورند؟ گاهي استدلال مي شود كه حقيقت، به تمامي ، در يک طرف نيست. شايد دموکرا تها،ديکتاتورهايي که شايد درشرايط سخت بخوبي عمل کرده اند را درست درک نکرد ه اند. يا حتي شايد عد ه اي تصور کنند که ديکتاتورها ممکن است ازطريق تشويق و تذکر، رضايتمندانه خود را از شرايط سختي که بر جامعه حکمفرما شده است، حذف کنند .ممکن است استدلال شود که به ديکتاتورها مي توان راه حل "برد - برد "ي پيشنهاد داد که در آن هر دو طرف سود ببرند . صبحت از اين ميشود که در صورتي که نيروهاي مبارز دموکرات به صورت صلح آميز به منازعات خاتمه دهند که اين امر ممکن است با همكاري افراد خبره يا حتي دولتي خارجي انجام گيرد، احتياجي به تحمل خطرات و رنج هاي مبارزات آتي نخواهد بود . آيا اين راه حل، از مبارز هاي سخت حتي اگر نه يک جنگ نظامي، که مبارز هاي غير خشونت آميز باشد بهتر نيست ؟

0 Comments:

Post a Comment

<< Home