محدوديتهای مذاکرات
شايستگي ها و محدوديتهاي مذاکره
مذاکرات ابزاري بسيار مفيد در حل رده خاصي از مشکلات هستند و زماني که کارآيي دارند به هيچ وجه نبايد فراموش يا رد شوند. دربعضي از موقعيت ها وهنگامي که صحبت بر سر موضوعات بنيادي نيست و به همين خاطر مصالحه قابل قبول است مذاکره يکي از بهترين راههای حل نمودن کشمکش ها ا ست. اعتصاب کارگري به منظور بالا بردن سطح دستمزد کارگران مثال خوبي از کاربرد مناسب مذاکره در يک کشمکش است وضعيت مورد مصاحله نهايي احتمالا جايي بينابين نظردو طرف خواهد بود. اما کشمکشهاي کارگري که ازطريق اتحاديه هاي قانوني صورت مي گيرد کاملا با منازعه اي که در آن بحث بر سر وجود ديکتاتوري ستمگر و يا تاسيس آزادي سياسي است تفاوت دارد.هنگامي که بحث بر سر موضوعات بنيادين مرتبط با اصول ديني، آزاد ي انساني يا پيشرفت و توسعه آينده يک جامعه است، مذاکره ديگر را ه حلي مناسب براي رسيدن به نتيجه اي رضايت بخش براي دو طرف نيست. بر سر بعضي موضوعات نميتوان مصالحه نمود. تنها تغيير در روابط قدرت به نفع آزادي خواهان مي تواند آن گونه که شايسته است ، موضوعات بنيادين را حراست نمايد . اين تغيير نتيجه مبارزه است، نه مذاکره . البته اين به آن معنا نيست که هيچگاه نبايد از مذاکره استفاده کرد بلکه نکته اين است که بدون وجود يک نيروي مخالف دموکراتيک قدرتمند،مذاکره راهي واقعبينانه براي حذف ديکتاتوريهاي نيرومند نيست. مطمئنا در بسياري مواقع مذاکره اصولا گزينه قابل انتخابي نيست . ديکتاتورهايي که کاملا در موقعيت خود احساس اطمينان مي کنند، احتمالا پيشنهاد مذاکره از سوي رقباي دموکرات را رد خواهند کرد يا پس از شروع، مذاکره کنندگان دموکرات ممکن است ناپديد شوند و ديگر هرگز خبري از آ نها به گوش نرسد
مذاکرات ابزاري بسيار مفيد در حل رده خاصي از مشکلات هستند و زماني که کارآيي دارند به هيچ وجه نبايد فراموش يا رد شوند. دربعضي از موقعيت ها وهنگامي که صحبت بر سر موضوعات بنيادي نيست و به همين خاطر مصالحه قابل قبول است مذاکره يکي از بهترين راههای حل نمودن کشمکش ها ا ست. اعتصاب کارگري به منظور بالا بردن سطح دستمزد کارگران مثال خوبي از کاربرد مناسب مذاکره در يک کشمکش است وضعيت مورد مصاحله نهايي احتمالا جايي بينابين نظردو طرف خواهد بود. اما کشمکشهاي کارگري که ازطريق اتحاديه هاي قانوني صورت مي گيرد کاملا با منازعه اي که در آن بحث بر سر وجود ديکتاتوري ستمگر و يا تاسيس آزادي سياسي است تفاوت دارد.هنگامي که بحث بر سر موضوعات بنيادين مرتبط با اصول ديني، آزاد ي انساني يا پيشرفت و توسعه آينده يک جامعه است، مذاکره ديگر را ه حلي مناسب براي رسيدن به نتيجه اي رضايت بخش براي دو طرف نيست. بر سر بعضي موضوعات نميتوان مصالحه نمود. تنها تغيير در روابط قدرت به نفع آزادي خواهان مي تواند آن گونه که شايسته است ، موضوعات بنيادين را حراست نمايد . اين تغيير نتيجه مبارزه است، نه مذاکره . البته اين به آن معنا نيست که هيچگاه نبايد از مذاکره استفاده کرد بلکه نکته اين است که بدون وجود يک نيروي مخالف دموکراتيک قدرتمند،مذاکره راهي واقعبينانه براي حذف ديکتاتوريهاي نيرومند نيست. مطمئنا در بسياري مواقع مذاکره اصولا گزينه قابل انتخابي نيست . ديکتاتورهايي که کاملا در موقعيت خود احساس اطمينان مي کنند، احتمالا پيشنهاد مذاکره از سوي رقباي دموکرات را رد خواهند کرد يا پس از شروع، مذاکره کنندگان دموکرات ممکن است ناپديد شوند و ديگر هرگز خبري از آ نها به گوش نرسد

0 Comments:
Post a Comment
<< Home