منابع مورد نياز قدرت سياسی
منابع مورد نياز قدرت سياسي
اصل موضوع ساده است. ديکتاتورها به همکاري مردمي که بر آنها حکمراني ميکنند محتاج هستند. همکاري که بدون آن نخواهند توانست منابع قدرت سياسي خود را تامين کرده وآن را ابقاء نمايند. اين منابع قدرت سياسي شامل موارد زيرميشوند :مشروعيت،باورعمومي درميان مردم نسبت به اينکه حکومت قانوني است وآنها نسبت به فرمانبرداري ازآن، تعهدي اخلاقي دارند . منابع انساني، تعداد واهميت افرادوگروههايي که ازحکام اطاعت کرده، با آ نها همياري ميکنند ويا به حکام کمک مينمايند.مهار ت و دانش، براي حکومت به منظور انجام اعمال بخصوص مورد نياز است و توسط افراد ويا گروههاي همياري دهنده تامين ميشود.فاکتورهاي غيرعيني، فاکتورهاي رواني و ايدئولوژيکي که ممکن است مردم را وادار به فرمانبرداري از حکام، و مساعدت به آ نها بنمايد.منابع مادي، ميزاني از دسترسي و اعمال نظر که حکام بر روي داراييها، منابع طبيعي، منابع مالي، سيستم اقتصادي و وسايل ارتباطي و حمل و نقل دارد.جريمه ها و کيفرها، بکارگيري و يا تهديد به بکارگيري مجازاتها برضد متمردين يا کساني که ازهمياري دريغ ميکنند بمنظورکسب اطمينان ازاطاعت وهمياري آنان اطاعت وهمياري که براي بقاي رژيم واجراي سياستهايش ضروري است.بهرحال تمامي اين منابع،وابسته به پذيرش رژيم،فرمانبرداري واطاعت مردم وهمياري تعداد بيشمارازانسانها ونهادهاي اجتماعي باحکام هستند تضميني براي استمرارهيچيک ازاين منابع وجود ندارد.همياري کامل اطاعت وحمايت مردم دسترسي حکام به منابع قدرت را افزايش ميدهد درنتيجه ظرفيت قدرت دولت افزايش مييابد.ازسوي ديگربازپس گيري همياري نيروهاي مردمي ونهادها ازمهاجمين و ديکتاتور دسترسي آنان بقدرت سياسي که براي موجوديت خود بدان وابسته هستند را کمرنگ کرده يا بکلي ازميان ميبرد. بدون دسترسي به اين منابع قدرت ديکتاتورکم شده درنهايت ازميان ميرود.طبيعتا ديکتاتورها نسبت به اعمال وعقايدي که توانايي آنان براي فعال مايشاء بودن را تهديد ميکند حساس هستند. به همين دليل ديکتاتورها آ نهايي که نافرماني کرده، اعتصاب ميکنند ويا ازهمياري سرباز ميزنند را مجازات مي نمايند. اما اين پايان داستان نيست.سرکوبي وحتي وحشيگري هم هميشه باعث ازسرگيري حدي از اطاعت وهمياري که براي بقاي رژيم ضروري است، نميشود اگر با وجود سرکوبيها بتوان براي مدت زمان کافي منابع قدرت را محدود کرد يا حتي قطع نمود، اولين نتيجه شايد بوجود آمدن ترديد ودستپاچگي در داخل رژيم ديکتاتوري باشد. اين قضيه با ضعيف شدن آشکار قدرت ديکتاتوري ادامه پيدا خواهد کرد. درطول زمان، دريغ کردن منابع قدرت ازديکتاتور باعث ايجاد فلج و ناتواني رژيم گشته و درموارد حادتر، موجب فروپاشي رژيم خواهد شد. قدرت ديکتاتور دير يا زود از قحطي سياسي خواهد مرد.برخلاف تصور عامه، حتي انحصارطلب ترين ديکتاتوريها هم به مردم و جوامعي که بر آنان حکم ميرانند وابسته هستند. همانگونه که دانشمند سياسي کارل دبليودوچ درسال ۱۹۵۳بيان کرده :قدرت تماميت خواه تنها تا زماني نيرومند است که زيادازآن استفاده نشود. اگر قرارباشد قدرت تماميت خواه بصورت دائمي برعليه مردم تحت سلطه اش اعمال شود بعيد است مدتي طولاني قدرتمند باقي بماند. از آنجايي که حکومتهاي تماميت خواه نسبت به انواع ديگردولتها، نياز بيشتري به استفاده از زوردرروابط خود با مردم دارند،لذا نيازمند پايگا ه مردمي وحمايت گسترده تري نيزهستند. علاوه براين آنها بايد بتوانند درمواقع نيازبرروي حمايت فعال بخشهاي بزرگي ازجامعه حساب کنند.جان آوستين نظريه پردازرسمي قرن ۱۹انگلستان وضعيت ديکتاتورکه با بي مهري مردم مواجه است را تشريح ميکند.آوستين استدلال ميکند که اگر اکثريت مردم تصميم بسرنگون کردن حکومت بگيرند ودراين راه حتي حاضر بتحمل سرکوبيها هم باشند، تلاش حکومت وافرادي که ازآن دفاع ميکنند حتي درصورت دريافت کمکهاي خارجي نيز حاصلي نخواهد داشت آوستين نتيجه گيري ميکند که مردم مبارز را نميتوان با زوردروضعيت اطاعت و انقياد دائمي نگه داشت. نيکولو ماکياولي هم بسيار پيش از اينها استدلال کرده بود که شاهزاده اي که توده مردم را بعنوان دشمن در برابرخود دارد،نخواهد توانست از خود محافظت نمايد وهرچقدرظلم بيشتر بنمايد، رژيم ضعيف ترخواهد شد نمونه سياسي بکارگيري عملي اين ديدگاهها را ميتوان همانگونه که درفصل اول اشاره شد درتظاهرات نروژيها که دربرابر اشغال نازيها مقاومت کردند در مبارزات لهستانی ها، آلمانيها، چکها، اسلوا کها ومبارزات مردمان ديگري که عليه ديکتاتوري کمونيستها جنگيدند و درنهايت باعث شکست کمونيسم دراروپا شدند، مشاهده کرد. البته مطمئنا اين موضوع پديده اي جديد نيست موارد مقاومت غيرخشونت آميز حداقل به سال ۴۹۵ ق.م. باز ميگردد. هنگامي که توده مردم همياري خود با نجيب زادگان رومي را قطع نمودند. مبارزات غير خشونت آميزعلاوه بر اروپا، بارها و بارها نيز توسط مردم آسيا، آفريقا، آمريکا ، استراليا و جزاير پاسيفيک مورد استفاده قرار گرفته است.
اصل موضوع ساده است. ديکتاتورها به همکاري مردمي که بر آنها حکمراني ميکنند محتاج هستند. همکاري که بدون آن نخواهند توانست منابع قدرت سياسي خود را تامين کرده وآن را ابقاء نمايند. اين منابع قدرت سياسي شامل موارد زيرميشوند :مشروعيت،باورعمومي درميان مردم نسبت به اينکه حکومت قانوني است وآنها نسبت به فرمانبرداري ازآن، تعهدي اخلاقي دارند . منابع انساني، تعداد واهميت افرادوگروههايي که ازحکام اطاعت کرده، با آ نها همياري ميکنند ويا به حکام کمک مينمايند.مهار ت و دانش، براي حکومت به منظور انجام اعمال بخصوص مورد نياز است و توسط افراد ويا گروههاي همياري دهنده تامين ميشود.فاکتورهاي غيرعيني، فاکتورهاي رواني و ايدئولوژيکي که ممکن است مردم را وادار به فرمانبرداري از حکام، و مساعدت به آ نها بنمايد.منابع مادي، ميزاني از دسترسي و اعمال نظر که حکام بر روي داراييها، منابع طبيعي، منابع مالي، سيستم اقتصادي و وسايل ارتباطي و حمل و نقل دارد.جريمه ها و کيفرها، بکارگيري و يا تهديد به بکارگيري مجازاتها برضد متمردين يا کساني که ازهمياري دريغ ميکنند بمنظورکسب اطمينان ازاطاعت وهمياري آنان اطاعت وهمياري که براي بقاي رژيم واجراي سياستهايش ضروري است.بهرحال تمامي اين منابع،وابسته به پذيرش رژيم،فرمانبرداري واطاعت مردم وهمياري تعداد بيشمارازانسانها ونهادهاي اجتماعي باحکام هستند تضميني براي استمرارهيچيک ازاين منابع وجود ندارد.همياري کامل اطاعت وحمايت مردم دسترسي حکام به منابع قدرت را افزايش ميدهد درنتيجه ظرفيت قدرت دولت افزايش مييابد.ازسوي ديگربازپس گيري همياري نيروهاي مردمي ونهادها ازمهاجمين و ديکتاتور دسترسي آنان بقدرت سياسي که براي موجوديت خود بدان وابسته هستند را کمرنگ کرده يا بکلي ازميان ميبرد. بدون دسترسي به اين منابع قدرت ديکتاتورکم شده درنهايت ازميان ميرود.طبيعتا ديکتاتورها نسبت به اعمال وعقايدي که توانايي آنان براي فعال مايشاء بودن را تهديد ميکند حساس هستند. به همين دليل ديکتاتورها آ نهايي که نافرماني کرده، اعتصاب ميکنند ويا ازهمياري سرباز ميزنند را مجازات مي نمايند. اما اين پايان داستان نيست.سرکوبي وحتي وحشيگري هم هميشه باعث ازسرگيري حدي از اطاعت وهمياري که براي بقاي رژيم ضروري است، نميشود اگر با وجود سرکوبيها بتوان براي مدت زمان کافي منابع قدرت را محدود کرد يا حتي قطع نمود، اولين نتيجه شايد بوجود آمدن ترديد ودستپاچگي در داخل رژيم ديکتاتوري باشد. اين قضيه با ضعيف شدن آشکار قدرت ديکتاتوري ادامه پيدا خواهد کرد. درطول زمان، دريغ کردن منابع قدرت ازديکتاتور باعث ايجاد فلج و ناتواني رژيم گشته و درموارد حادتر، موجب فروپاشي رژيم خواهد شد. قدرت ديکتاتور دير يا زود از قحطي سياسي خواهد مرد.برخلاف تصور عامه، حتي انحصارطلب ترين ديکتاتوريها هم به مردم و جوامعي که بر آنان حکم ميرانند وابسته هستند. همانگونه که دانشمند سياسي کارل دبليودوچ درسال ۱۹۵۳بيان کرده :قدرت تماميت خواه تنها تا زماني نيرومند است که زيادازآن استفاده نشود. اگر قرارباشد قدرت تماميت خواه بصورت دائمي برعليه مردم تحت سلطه اش اعمال شود بعيد است مدتي طولاني قدرتمند باقي بماند. از آنجايي که حکومتهاي تماميت خواه نسبت به انواع ديگردولتها، نياز بيشتري به استفاده از زوردرروابط خود با مردم دارند،لذا نيازمند پايگا ه مردمي وحمايت گسترده تري نيزهستند. علاوه براين آنها بايد بتوانند درمواقع نيازبرروي حمايت فعال بخشهاي بزرگي ازجامعه حساب کنند.جان آوستين نظريه پردازرسمي قرن ۱۹انگلستان وضعيت ديکتاتورکه با بي مهري مردم مواجه است را تشريح ميکند.آوستين استدلال ميکند که اگر اکثريت مردم تصميم بسرنگون کردن حکومت بگيرند ودراين راه حتي حاضر بتحمل سرکوبيها هم باشند، تلاش حکومت وافرادي که ازآن دفاع ميکنند حتي درصورت دريافت کمکهاي خارجي نيز حاصلي نخواهد داشت آوستين نتيجه گيري ميکند که مردم مبارز را نميتوان با زوردروضعيت اطاعت و انقياد دائمي نگه داشت. نيکولو ماکياولي هم بسيار پيش از اينها استدلال کرده بود که شاهزاده اي که توده مردم را بعنوان دشمن در برابرخود دارد،نخواهد توانست از خود محافظت نمايد وهرچقدرظلم بيشتر بنمايد، رژيم ضعيف ترخواهد شد نمونه سياسي بکارگيري عملي اين ديدگاهها را ميتوان همانگونه که درفصل اول اشاره شد درتظاهرات نروژيها که دربرابر اشغال نازيها مقاومت کردند در مبارزات لهستانی ها، آلمانيها، چکها، اسلوا کها ومبارزات مردمان ديگري که عليه ديکتاتوري کمونيستها جنگيدند و درنهايت باعث شکست کمونيسم دراروپا شدند، مشاهده کرد. البته مطمئنا اين موضوع پديده اي جديد نيست موارد مقاومت غيرخشونت آميز حداقل به سال ۴۹۵ ق.م. باز ميگردد. هنگامي که توده مردم همياري خود با نجيب زادگان رومي را قطع نمودند. مبارزات غير خشونت آميزعلاوه بر اروپا، بارها و بارها نيز توسط مردم آسيا، آفريقا، آمريکا ، استراليا و جزاير پاسيفيک مورد استفاده قرار گرفته است.

0 Comments:
Post a Comment
<< Home