ايران صخره

Monday, January 16, 2006

مراکزقدرت دمکراتيک

مراکز قدرت دموکراتيک
يکي ازمشخصه هاي جوامع دموکراتيک وجود گروهها وموسسات متعدد غيردولتي ومستقل ازحکومت است. اين گروهها وموسسات براي مثال شامل خانواد ه ها،سازمانهاي مذهبي،انجمن فرهنگي، باشگاههاي ورزشي، موسسات اقتصادي، اتحاديه هاي تجاري، انجمنهاي دانش آموزي ودانشجويي، احزاب سياسي، افراد ساکن يک روستا، انجمنهاي همسايگي، باشگاه هاي باغباني، سازما نهاي حقوق بشر، گروههاي موسيقي، انجمنهاي ادبي وغيره ميشوند. اين تشکيلات همانگونه که براي رسيدن به اهداف خود تلاش ميکنند، نقش مهمي درپاسخگويي به نيازهاي اجتماعي نيزبه عهده دارند بعلاوه اين تشکيلات مفاهيم سياسي مهمي هم دارند. آنها زمينه هايي را ايجاد ميکنند که ازطريق آن مردم بتوانند درجهت دهي اجتماع خود تاثيرداشته باشند ودربرابر ديگرگروهها و دولت بخصوص درمواقعي که احساس ميکنند بصورت ناعادلانه ازخواسته اي آنان تخطي ميکند مقاومت نمايند. افراد منفردي که عضو اين گروهها نباشند قادرنخواهند بود فشار قابل ملاحظه اي برجامعه، و کمتر از آن بر دولت ومطئمنا هيچ فشاري برديکتاتوروارد نمايند.برآيند بحث فوق اين است که اگر ديکتاتور بتواند آزاد ي و اسنقلال تشکيلات مستقل غير دولتي را ازآنها سلب کند، مردم نسبتا ناتوان خواهند شد همچنين اگراين موسسات خود بصورت ديکتاتوري توسط رژيم مرکزي اداره شوند يا توسط سازمانهاي جديد وکنترل شده جايگزين گردند ميتوانند بعنوان عاملي براي تحت سلطه درآوردن مردم وقسمتهاي مختلف اجتماع باشندبهرحال اگر بتوان آزادي واستقلال اين موسسات مستقل مدني خارج ازحيطه کنترل دولت را بدست آورد وجود اين موسسات براي مبارزه طلبي سياسي عنصر بسيار مهمي خواهد بود نکته مشترک تمامي مثا لهايي که ازسقوط ويا تضعيف ديکتاتوريها دراين کتاب ذکر شده، کاربرد وسيع وشجاعانه مبارزه طلبي سياسي توسط مردم وموسسات متعلق به آنان است همانگونه که ذکر شد اين مراکز قدرت شالوده موسساتي را تشکيل ميدهند که مردم ازطريق آ نها خواهند توانست به ديکتاتور فشاروارد کرده با وي مقابله کنند درآينده نيزاين تشکيلات بخشي ازنظام يک جامعه آزاد خواهند بود. بهمين دليل استقلال ورشد مستمرآنها پيش نيازموفقيت مبارزات آزاد يخواهانه است.اگر ديکتاتوري درمقياسي گسترده موفق به نابودي يا تحت کنترل درآوردن تشکيلات مستقل اجتماعي بشود براي نيروهاي مقاومت بسيارمهم خواهد بودکه سازمانهايي جديد ايجاد کرده ويا کنترل دموکراتيک را بتشکيلات پيشين بازگردانند. درطي انقلاب مجارستان درسا لهاي ۱۹۵۶ و ۱۹۵۷شوراهاي دموکراسي مستقيم محلي بسياري پديدارشدند وحتي براي چند هفته با پيوستن به يکديگريک سيستم حکومتي متحد ازشوراها تشکيل دادند درلهستان دهه۱۹۸۰ نيزکارگران اتحاديه هاي همبستگي غيرقانونی ايجاد نمودند که درمواردي حتي توانست اتحاديه هاي رسمي تحت نظارت کمونيستها را تحت کنترل خود درآورند اينگونه بسط يافتن موسسات ميتواند پي آمدهاي سياسي مهمي داشته باشد.مطمئنا هيچکدام ازاين حرفها به اين معنا نيست که تضعيف وشکست دادن ديکتاتوري کارساده اي است واين نيزنبايد اينگونه برداشت شود که تمامي تلاشها قرين موفقيت خواهند بود. مطمئنا معناي اين حرفها اين نيست که مبارزه طلبي صدمه نخواهد داشت چرا که آنهايي که هنوزدرخدمت ديکتاتورها هستند احتمالا براي مجبور کردن مردم به همياري واطاعت به هرتلاشي دست خواهند زد.ديدگاه بالا درباره قدرت به اين معناست که تجزيه عمدي وازهم فرو پاشاندن هرديکتاتوري ممکن است. ديکتاتورها بطور خاص داراي مشخصات بخصوصي هستند که آ نها را در برابر مبارزه طلبي هاي سياسي ماهرانه، شديدا آسيب پذير ميکند. اجازه بدهيد با جزئيات بيشتري اين خصوصيات را مطالعه کنيم.

0 Comments:

Post a Comment

<< Home