چهار مکانيزم تغيير
چهار مکانيزم تغيير
مبارزه غيرخشونت آميزازچهارطريق باعث ايجاد تغييرميشود اولين مکانيزم کمتر محتمل است هرچند که درمواردي نيزعملا اتفاق افتاده است اعضاي گروه رقيب با ديدن رنجهايي که به خاطرسرکوبيها برمقاومت کنندگان بي باک و به دورازخشونت تحميل ميشود ازنظراحساسي تحريک ميشوند يا به اين نتيجه عقلاني ميرسند که مقاصد مقاومت کنندگان عادلانه است و به همين دليل اهداف آنان را ميپذيرند اين مکانيزم تغييرکيش ناميده مي شود. اگرچه مواردي ازتغييرکيش دراقدامات غيرخشونت آميز پيش آمده است اما اين موارد اندک بوده در بيشتر کشمکشها يا اصولا اتفاق نميافتند يا لااقل درمقياسي گسترده بوجود نميآيند.موردي که بيشتر پيش مي آيد اين است که مبارزه غيرخشونت آميز با تغيير وضعيت مبارزه و جامعه به نوعي عمل ميکند که حريف نمي تواند به سادگي به هرکاري که مي خواهد دست بزند همين تغيير است که سه مکانيزم بعدي را به وجود مي آورد سازش واجبارغيرخشونت آميز و تجزيه اينکه کدام مورد اتفاق بيفتد بستگي به ميزان تغييردر وضعيت روابط نسبي ومطلق قدرت دارد.اگر مسائل مورد اختلاف مواردي پايه اي نباشند خواسته هاي نيروهاي مخالفين در روند سلسه اقدامات محدود آنان تهديد کننده نخواهد بود ورقابت نيروها تا حدي باعث تغييردرروابط قدرت خواهد شددراين وضعيت ممکن است کشمکشي بلافصل موجب حصول توافق تقسيم بندي موارد مورد اختلاف ومصالحه شود . اين مکانيزم سازش نام دارد بسياري ازاعتصابات با اين روش خاتمه مي يابند، براي مثال، با رسيدن هريک ازطرفين به بخشي ازاهداف خودو نه دستيابي به هرآن چه ميخواستند . دولت احتمالا براي دستيابي به بعضي فو ايد مثبت آن مثل خاتمه دادن به بحران موجود، ايجاد تصويري جوانمرد ازدولت يا تهذيب چهره بين المللي رژيم، بدنبال اينچنين توافقي است . به همين دليل ضروري است که براي انتخاب موضوعاتي که قراراست ازطريق سازش و توافق حل گردند، توجه خاصي مبذول شود. مبارزه اي که بدنبال به زيرکشيدن ديکتاتو از تخت حکومت است، مطمئنا يکي ازاينموارد نيست.مبارزه غيرخشونت آميزممکن است بسيار ازمواردي که درمکانيزمهاي تغييرکيش و سازش نشان داده شد، قدرتمندتر باشد .عدم همکاري و مبارزه طلبي عمومي مي توانند وضعيت اجتماعي و سياسي و بخصوص روابط قدرت را به کلي تغيير دهند، يعني توان ديکتاتور براي کنترل فرآيندهاي اقتصادي، اجتماعي و سياسي دولت و اجتماع از وي گرفته ميشود. نيروهاي نظامي رقيب ممکن است ديگربراي اجراي فرمانهاي مبتني برسرکوب معترضين قابل اتکا نباشند اگرچه رهبران رقيب برسرجاي خودباقي مانده، کماکان اهداف خود رادنبال مينمايند،توانايي انجام کنشي موثرازآنها گرفته ميشوداين وضعيت را اجبارغيرخشونت آميز ميناميم درمواردحاد وضعيت اجبارغيرخشونت آميزدامنه خودرا تا جايي گسترش ميدهد که رهبرحريف تمام توانايي خود براي انجام کنش را ازدست ميدهدوساختارقدرت فروميريزد. خودگرداني مقاومت کنندگان،عدم همکاري آنها ومبارزه طلبيها تا حدي گسترش مييابندکه رقيب حتي کنترل ظاهري برآنها راهم ازدست ميدهد. در نهايت ديوان سالاري خود رقيب هم رهبري وي را نمي پذيرد.نيروهاي مسلح و پليس شورش ميکنند. مردم و حتي حمايتگران هميشگي هم ديگر رهبري پيشين خود را انکار کرده، وجود هر نوع حقي براي حکمراني را ازوي سلب ميکنند. ازاين روهمکاري و فرمانبرداري پيشين آنان از ميان ميرود. چهارمين مکانيزم تغيير،تجزيه سيستم رقيب، تا به آن حد کامل است که وي حتي قدرت کافي براي تسليم شدن نيز نخواهد داشت رژيم بسادگي با تکه تکه شدن ويران ميشود.درطراحي استراتژيهاي آزادي خواهانه بايدهمواره اين چهارمکانيزم را درذهن داشت. اين مکانيزمها گاهي اساسا بصورت اتفاقي عمل ميکنند. بهرحال انتخاب يکي يا چند مورد ازاين مکانيزمها درکشمکش بعنوان سازو کار تغيير مورد نظر، باعث ميشود تا امکان فرموله کردن استراتژي هاي خاص يا متقابلا تقويت شونده فراهم شود . اينکه چه مکانيزم يا مکانيزمهايي انتخاب شود بستگي به فاکتورهاي بسياري مثل قدرت مطلق و نسبي گروههاي مبارزو گرايشها و اهداف گروههاي مبارزه طلبي دارد که آن را بکار ميبندند
مبارزه غيرخشونت آميزازچهارطريق باعث ايجاد تغييرميشود اولين مکانيزم کمتر محتمل است هرچند که درمواردي نيزعملا اتفاق افتاده است اعضاي گروه رقيب با ديدن رنجهايي که به خاطرسرکوبيها برمقاومت کنندگان بي باک و به دورازخشونت تحميل ميشود ازنظراحساسي تحريک ميشوند يا به اين نتيجه عقلاني ميرسند که مقاصد مقاومت کنندگان عادلانه است و به همين دليل اهداف آنان را ميپذيرند اين مکانيزم تغييرکيش ناميده مي شود. اگرچه مواردي ازتغييرکيش دراقدامات غيرخشونت آميز پيش آمده است اما اين موارد اندک بوده در بيشتر کشمکشها يا اصولا اتفاق نميافتند يا لااقل درمقياسي گسترده بوجود نميآيند.موردي که بيشتر پيش مي آيد اين است که مبارزه غيرخشونت آميز با تغيير وضعيت مبارزه و جامعه به نوعي عمل ميکند که حريف نمي تواند به سادگي به هرکاري که مي خواهد دست بزند همين تغيير است که سه مکانيزم بعدي را به وجود مي آورد سازش واجبارغيرخشونت آميز و تجزيه اينکه کدام مورد اتفاق بيفتد بستگي به ميزان تغييردر وضعيت روابط نسبي ومطلق قدرت دارد.اگر مسائل مورد اختلاف مواردي پايه اي نباشند خواسته هاي نيروهاي مخالفين در روند سلسه اقدامات محدود آنان تهديد کننده نخواهد بود ورقابت نيروها تا حدي باعث تغييردرروابط قدرت خواهد شددراين وضعيت ممکن است کشمکشي بلافصل موجب حصول توافق تقسيم بندي موارد مورد اختلاف ومصالحه شود . اين مکانيزم سازش نام دارد بسياري ازاعتصابات با اين روش خاتمه مي يابند، براي مثال، با رسيدن هريک ازطرفين به بخشي ازاهداف خودو نه دستيابي به هرآن چه ميخواستند . دولت احتمالا براي دستيابي به بعضي فو ايد مثبت آن مثل خاتمه دادن به بحران موجود، ايجاد تصويري جوانمرد ازدولت يا تهذيب چهره بين المللي رژيم، بدنبال اينچنين توافقي است . به همين دليل ضروري است که براي انتخاب موضوعاتي که قراراست ازطريق سازش و توافق حل گردند، توجه خاصي مبذول شود. مبارزه اي که بدنبال به زيرکشيدن ديکتاتو از تخت حکومت است، مطمئنا يکي ازاينموارد نيست.مبارزه غيرخشونت آميزممکن است بسيار ازمواردي که درمکانيزمهاي تغييرکيش و سازش نشان داده شد، قدرتمندتر باشد .عدم همکاري و مبارزه طلبي عمومي مي توانند وضعيت اجتماعي و سياسي و بخصوص روابط قدرت را به کلي تغيير دهند، يعني توان ديکتاتور براي کنترل فرآيندهاي اقتصادي، اجتماعي و سياسي دولت و اجتماع از وي گرفته ميشود. نيروهاي نظامي رقيب ممکن است ديگربراي اجراي فرمانهاي مبتني برسرکوب معترضين قابل اتکا نباشند اگرچه رهبران رقيب برسرجاي خودباقي مانده، کماکان اهداف خود رادنبال مينمايند،توانايي انجام کنشي موثرازآنها گرفته ميشوداين وضعيت را اجبارغيرخشونت آميز ميناميم درمواردحاد وضعيت اجبارغيرخشونت آميزدامنه خودرا تا جايي گسترش ميدهد که رهبرحريف تمام توانايي خود براي انجام کنش را ازدست ميدهدوساختارقدرت فروميريزد. خودگرداني مقاومت کنندگان،عدم همکاري آنها ومبارزه طلبيها تا حدي گسترش مييابندکه رقيب حتي کنترل ظاهري برآنها راهم ازدست ميدهد. در نهايت ديوان سالاري خود رقيب هم رهبري وي را نمي پذيرد.نيروهاي مسلح و پليس شورش ميکنند. مردم و حتي حمايتگران هميشگي هم ديگر رهبري پيشين خود را انکار کرده، وجود هر نوع حقي براي حکمراني را ازوي سلب ميکنند. ازاين روهمکاري و فرمانبرداري پيشين آنان از ميان ميرود. چهارمين مکانيزم تغيير،تجزيه سيستم رقيب، تا به آن حد کامل است که وي حتي قدرت کافي براي تسليم شدن نيز نخواهد داشت رژيم بسادگي با تکه تکه شدن ويران ميشود.درطراحي استراتژيهاي آزادي خواهانه بايدهمواره اين چهارمکانيزم را درذهن داشت. اين مکانيزمها گاهي اساسا بصورت اتفاقي عمل ميکنند. بهرحال انتخاب يکي يا چند مورد ازاين مکانيزمها درکشمکش بعنوان سازو کار تغيير مورد نظر، باعث ميشود تا امکان فرموله کردن استراتژي هاي خاص يا متقابلا تقويت شونده فراهم شود . اينکه چه مکانيزم يا مکانيزمهايي انتخاب شود بستگي به فاکتورهاي بسياري مثل قدرت مطلق و نسبي گروههاي مبارزو گرايشها و اهداف گروههاي مبارزه طلبي دارد که آن را بکار ميبندند

0 Comments:
Post a Comment
<< Home