ايران صخره

Tuesday, January 31, 2006

چهار اصطلاح مهم

چهار اصطلاح مهم در برنامه ريزي استراتژيک
براي اينکه بتوانيم بصورت استراتژيک فکرکنيم، روشن کردن در معنای چهار اصطلاح پايه اي مهم است.استراتژي بزرگ مفهومي است که در معناي هماهنگ و همراستا کردن استفاده از تمامي منابع موجود اقتصادي، انساني، اخلاقي،سياسي، تشکيلاتي و غيره توسط گروهي که در تلاش براي رسيدن به اهداف خود است، بکارگرفته ميشود.استراتژي بزرگ با متمرکز نمودن توجه خود بر روي اهداف گروه ومنابع حاضر درکشمکش، درباره بکارگيري بهترين روش براي مبارزه از جمله جنگهاي نظامي مرسوم يا مبارزه غيرخشونت آميز تصميم مي گيرد. دربرنامه ريزي استراتژي بزرگ رهبران مقاومت بايد فشارها و تاثيراتي که موجب شکست دشمن ميشود را ارزيابي کرده و براي آ نها برنامه ريزي نمايند. علاوه براين ، استراتژي بزرگ شامل تصميماتي درباره شرايط مناسب وزمان بندي خواهد بود که درآ نها مقاومتهاي ابتدايي شروع شده و ادامه خواهند يافت.استراتژي بزرگ چارچوب اساسي براي انتخاب استراتژيهاي محدودتر بمنظورهدايت مبارزه را فراهم مي کند . استراتژي بزرگ درعين حال نحوه تخصيص وظايف عام يک گروه خاص وشيوه توزيع منابع ميان آنها بمنظوراستفاده درمبارزه را مشخص ميکند.استراتژي يافتن بهترين روش دستيابي به هدفي مشخص درمبارزه است که درقلمرو استراتژي بزرگ انتخاب شده، عمل ميکند .استراتژي، هم با اينکه چه وقت و چگونه بجنگيم مرتبط است و هم با چگونگي مبارزه به منظور رسيدن به حداکثر بهره وري. استراتژي با مفهومي که درذهن هنرمند است مقايسه ميشود، درحالي که برنامه استراتژيک نقشه طراحي شده توسط يک مهندس معمار است.استراتژي همچنين ممکن است شامل تلاشهايي براي توسعه موقعيتي استراتژيک باشد که تحت آن رقيب بتواند شکست قطعي خود را درصورت د ست زدن بمبارزه علني پيشبيني کند ولذا بدون مبارزه علني تسليم شوند . درغير اينصورت وضعيت استراتژيک پيروزي مبارزين را قطعي خواهد کرد. استراتژي همچنين شامل چگونگي اقدام براي استفاده مطلوب از پيروزي در صورت محقق شدن آن نيز هست کاربرد برنامه استراتژيک در مسير مبارزه ، ايده اي اساسي است درباره اينکه مبارزات چگونه بايد توسعه يابند و اجزاي جداگانه آنها چگونه بايد با يکديگر تطبيق شوند تا مشارکتي سودمند براي رسيدن به اهداف مورد نظر فراهم شود . اين موضوع شامل آرايش ماهرانه گروههاي عمل کننده براي عمليات کوچکترهم ميشود. برنامه ريزي براي يک ا ستراتژي هوشمندانه از ملزومات کسب پيروزي درتکنيک مبارزه انتخاب شده است. تکنيکهاي مختلف، ملزومات متفاوتي هم خواهند داشتند. مطمئنا برآورده کردن ملزومات براي اطمينان از پيروزي کافي نيست. احتمالا فاکتورهايي اضافي هم مورد نيازخواهند بود.براي طراحي استراتژيها، دموکراتها بايد اهداف خود را بصورت واضح تعريف کرده و درباره چگونگي اندازه گيري ميزان بهر ه وري تلاش ها براي رسيدن به هدف تصميم بگيرند . تعريف و تجزيه و تحليل به طراحان استراتژي اجازه مي دهد تا با دقت ملزومات مورد نيازبراي تامين اهداف انتخاب شده تشخيص دهند. نياز به وضوح و تعريف با نياز به برنامه ريزي تاکتيکي برابري ميکند.تاکتيکها و روشهاي کنش، براي اجرايي کردن استراتژيها به کاربرده مي شوند. تاکتيک ها به کاربرد قوا براي رسيدن به بالاترين بهره در موقعيت هاي محدود اشاره دارند . تاکتيک اقدامي محدود است که براي رسيدن به هدفي منحصر بفرد بکار گرفته ميشود .انتخاب تاکتيک به ادراک اينکه چگونه در مرحله اي خاص از کشمکش ميتوان وسايل موجود را بمنظور ايفاي استراتژي بکارگرفت، بستگي دارد . براي بدست آوردن حداکثر بهره وري، تاکتيکها و روشها بايد با دقتي خاص ، بمنظور دست يابي به هدفها ،انتخاب و بکار گرفته شوند . بهره هاي تاکتيکي که احتمال دست يابي به اهداف استراتژيک را تقويت نکنند، احتمالا در نهايت امر اتلاف انرژي به حساب خواهند آمد.پس تاکتيک به سلسله اي محدود ازاقدامات مرتبط است که درون يک استراتژي با يکديگرمنطبق شده اند،درست همانگونه که استراتژيها درون يک استراتژي بزرگ بايکديگرمنطبق ميشوند. تاکتيکهاهميشه با مبارزه مرتبط هستند درحاليکه استراتژيها حاوي ملاحظات وسيع تري ميشوند. يک تاکتيک خاص تنها بعنوان بخشي ازاستراتژي کلي نبرد يا سلسله عمليات قابل درک است .تاکتيکها درطول دوره زماني کوتاهتري نسبت به استراتژيها بکارگرفته ميشوند، يا درمحدوده اي کوچکتر ازنظرجغرافيايي،سازماني وغيره، يا با مشارکت مردمي کمتر، يا بمنظور دستيابي به اهداف محدودتر . دراقدام غيرخشونت آميزعمده يا جزيي بودن هدف ميتواند تا حدي مشخص کننده تمايزميان هدف تاکتيکي وهدف استراتژيک باشد. مبارزات تاکتيکي تهاجمي براي حمايت ازتحقق هدفهاي استراتژيک انتخاب ميشوند. مبارزات تاکتيکي ابزار استراتژيستها هستندجهت خلق شرايط مساعد براي حمله قطعي به رقيب . پس بسيارمهم است که کساني که مسووليت برنامه ريزي واجراي عمليات تاکتيکي به آنها واگذار ميشود، در ارزيابي وضعيت و انتخاب مناسب ترين روش هاي متناسب با آن، مهارت داشته باشند . افرادي که قرار است دراقدام مشارکت داشته باشند نيز بايد براي استفاده از تاکتيک انتخاب شده وروشهاي خاص، آموزش ديده باشند.روش، به جنگ افزارها و راههاي عملی اشاره دارد که درتکنيک مبارزه غيرخشونت آميز شامل ده ها اقدام گوناگون ميشود همچون انواع اعتصاب، تحريم،عدم همکاري سياسي و موارد مشابه که درفصل پنج تشريح شده اند همچنين بپيوست نگاه کنيد توسعه يک برنامه استراتژيک معتبر و موثر براي مبارزه غيرخشونت آميز بستگي به فرموله کردن و انتخاب دقيق استراتژي بزرگ، تاکتيکها وروشها دارد.درس اصلي اين مبحث اين است که برنامه ريزي دقيق استراتژيک براي کسب آزادي از چنگال ديکتاتوري، محتاج بکارگيري قوه ادراک فرد است . خطا دربرنامه ريزي هوشمندانه ،ميتواند بوقوع فاجعه کمک کند درحاليکه استفاده موثر ازتواناييهاي عقلاني ميتواند مسيري استراتژيک را طراحي نمايد که با استفاده از قوه قضاوت سليم منا بع موجود را بمنظورحرکت دادن جامعه بسمت آزادي ودموکراسي بکارگيرد

0 Comments:

Post a Comment

<< Home