ايران صخره

Tuesday, February 28, 2006

جلوگيری از کودتا

جلوگيري از كودتاها
روشهايي وجود دارد كه جوامع تازه آزاد شده با استفاده ازآنها ميتوانند كودتاها را شكست دهند . دانشي پيشرفته ازاين ظرفيت دفاعي ميتواند گاهي براي بازداري ازكودتا كافي باشد؛ آمادگي ميتواند باعث پيشگيري شود.درست بعد از اينكه يك كودتا شروع ميشود، توطئه گران نيازمند مشروعيت هستند، يعني پذيرش حق اخلاقي وسياسي آنان براي حكومت كردن، به همين دليل اولين اصل دفاع ضد-كودتا نپذيرفتن مشروعيت توطئه گران است.همچنين توطئه گران نياز دارند تا رهبران مدني و مردم حمايتگر آنان، سراسيمه يا صرفا منفعل باشند. توطئه گران براي مستحكم كردن كنترل خود بر جامعه نيازمند همكاري متخصصان و مشاوران، ماموران دولتي و كارمندان مدني، مديران و قضات هستند . توطئه گران همچنين نياز دارند تا تعداد زيادي از مردمي كه سيستم سياسي، موسسات اجتماعي اقتصاد، پليس ونيروهاي نظامي را بحركت درمي آورند منفعلانه وظايف معمول خود را كه براساس دستورات وسياستهاي توطئه گران تغيير يافته است، بپذيرند وآنها را به انجام برسانند دومين اصل پايه اي دفاع ضد-كودتا مقاومت دربرابر توطئه گران ازطريق عدم همكاري ومبارزه طلبي است. بايد همكاري وهمياري مورد نياز را ازآنها دريغ كرد. دراصل روشهايي مشابه با آنچه درمبارزه طلبي عليه ديكتاتوري استفاده شد را ميتوان براي تهديد جديدهم استفاده نمود، اما اينها بايد سريع بكار گرفته شوند. اگرهم مشروعيت وهم همكاري دريغ شوند، كودتا ازقحطي سياسي خواهد مرد و شانس ايجاد جامعه اي دموكراتيك اعاده خواهد شد

تهديدات ديکتاتوری جديد

تهديدات يك ديكتاتوري جديد
مدتها قبل ارسطو هشدارداده بود كه استبداد همچنين ميتواند به استبداد تبديل شود شواهد تاريخي بسياري از فرانسه ژاكوبينها و ناپلئون روسيه بولشويك ها، برمه اسلورك وكشورهاي ديگر
وجود دارد كه سقوط يك رژيم سركوبگر ازديدعده اي ازافراد وگروهها صرفا فرصتي بود براي آ نها تا بعنوان اربابان جديد قدم پيش بگذارند. انگيزههاي اين افراد ميتواند متفاوت باشد،اما نتيجه تقريباهميشه مشابه است .ديكتاتوري جديد حتي ممكن است سمتگرترودركنترل خود ازرژيم قبلي انحصارطلب ترباشد.حتي قبل ازفروپاشي ديكتاتوري،اعضاي رژيم سابق ممكن است تلاش كنندتا ازطريق به صحنه آوردن يك كودتا كه براي پيشي گرفتن درپيروزي، نسبت به مقاومت مردمي ، طراحي شده است، كشمكش مبارزه طلبانه براي دموكراسي را متوقف كنند .اين كودتا ممكن است مدعي بركناري ديكتاتور باشد، اما درحقيقت تنها به دنبال تحميل مدلي تازه تر ازسيستم سابق باشد

Friday, February 24, 2006

فصل دهم ،زيربنای پايدار

زيربناي دموكراسي پايدار
فروپاشي ديكتاتوري مطمئنا موجب جشنهاي بزرگي خواهد شد . مردمي كه مدتها رنج كشيد ه اند و با هزينه اي بالا مبارزه كرده اند شايستگي اوقاتي براي تفريح، استراحت وسپاسگزاري را دارند . آنها بايد بخودشان وتمام كساني كه دركنار آنها براي رسيدن به آزادي سياسي مبارزه كرده اند، افتخاركنند ؛همه براي ديدن اين روز زنده نيستند .زنده ها و مرده ها بايد همچون قهرماناني كه بشكل گيري تاريخي آزادی دركشورشان كمك كرده اند، بياد آورده شوند اما متاسفانه، اين زمان، زمان كاهش هشياريها نيست .حتي درهنگام فروپاشي موفقيت آميز ديكتاتورازطريق مبارزه طلبي سياسي،
بايد احتياط هاي دقيقي بعمل بيايند تا ازبرخاستن رژيم سركوبگر جديدي ازميان بي نظمي هاي ناشي ازسقوط رژيم قبلي جلوگيري شود. رهبران نيروهاي پيشروي دموكراسي بايد ازقبل براي انتقال منضبط به دموكراسي آماده شده باشند. ساختار ديكتاتوري بايد ازبين برود. پايه هاي متناسب با قانون اساسي و حقوقي و استانداردهاي رفتاري يك دموكراسي پايداربايد ايجاد شوند.هيچكس نبايد فكر كند كه با سقوط ديكتاتوري، سريعا جامعه اي ايده آل بوجود خواهد آمد . فروپاشي ديكتاتوري، درشرايط پيشرفته آزادي، تنها براي تلا شهاي درازمدت بمنظور پيشبرد جامعه و پاسخگويي مكفي به نيازهاي انسان، نقطه شروع جديدي تدارك مي بيند. مشكلات جدي سياسي، اقتصادي و اجتماعي براي سالها ادامه خواهند داشت كه براي رفع آنها بهمكاري تعداد كثيري ازمردم وگروهها نيازخواهد بود .سيستم سياسي جديد بايد بمنظور مواجه با مشكلات آتي، براي مردمي با ديدگاههاي مختلف ومعيارهاي متفاوت فرصتي فراهم كند تا بتوانند به اقدامات زيربنايي خود ادامه دهند ورويه توسعه را دنبال نمايند

اداره مسئولانه موفقيتها

اداره مسئولانه موفقيتها
برنامه ريزان استراتژي بزرگ بايد پيشاپيش شيوه هاي عملي را كه ازطريق آنها ميتوان مبارزه اي موفق را به بهترين نحو بمنظور جلوگيري ازظهوريك ديكتاتوري جديد به پايان رساند و تاسيس تدريجي سيستم دموكراسي پايداررا تضمين نمود،محاسبه كنند.دموكراتها بايد برآورد كنند كه چگونه ميتوان درپايان مبارزه،گذارازديكتاتوري به دولتي موقت را اداره نمود .بهرحال، دولت جديد نبايد صرفا دولت قديمي با افراد جديد باشد .مهم است تا برآورد شود كه چه بخشهايي ازساختاردولت قبلي مثل پليس سياسي بايد بدليل خصوصيات ذاتي غيردموكراتيك خود كاملاحذف شوند وچه بخشهایي بايد موضوع فعاليتهاي دموكراتيك كننده آتي قرار گيرند. حذف كامل دولت ميتواند باعث هرج و مرج يا ديكتاتوري جديد شود .بايد پيشاپيش فكركرد وتصميم گرفت كه پس ازفروپاشي ديكتاتوري چه سياستي بايد درقبال صاحب منصبان رده بالاي آن اتخاذ شود. براي مثال،آيا بايد ديكتاتورها را بمنظورمحاكمه در دادگا ه حاضركرد؟ آيا بايد به آنها اجازه داد تا براي هميشه كشورراترك كنند ؟ چه گزينه هاي ديگري دردست است كه بامبارزه طلبي سياسي، بازسازي كشوروايجاد دموكراسي همگون باشد ؟بايد ازايجاد قتل عامي كه پي آمدهاي حاد براي امكان ايجاد سيستم دموكراتيك آتي خواهد داشت، جلوگيري شود.بايد طرحهاي خاص دوران گذار بمنظور استفاده درزماني كه ديكتاتوري ضعيف شده يا فرو مي پاشد آماده شده باشد .اين طرحها كمك ميكنند تا گروهي ديگر نتواند ازطريق كودتا قدرت دولتي را دردست گيرند. طرحهايي نيزبراي تاسيس دولتي دموكراتيك ومبتني برقانون اساسي با تمامي آزاديهاي سياسي وفردي مورد احتياج است .تغييراتي كه باهزينه هاي بسياربدست آمده است را نبايد بخاطركمبود طرح وبرنامه ازدست داد.درمواجهه با مردمي كه دائما قدرتمندترميشوندورشد گروههاي مستقل دموكراتيك وموسساتي كه ديكتاتورتوان كنترل هيچيك ازآنها را ندارد، ديكتاتورها درمي يابند كه اقداماتشان بي نتيجه است. تعطيلات كلان جامعه، اعتصابات عمومي، خانه نشينيهاي توده اي، راه پيمايهاي مبارزه طلبانه يا اقدامات ديگر بگونه اي فزايند ه باعث تخريب سازمانهاي ديكتاتوروموسسات مرتبط با وي ميگردند. پي آمد اجراي هوشمندانه چنين مبارزه طلبي وعد م همكاري كه درطول زمان با مشاركت توده مردم همراه ميشود،ضعيف شدن ديكتاتور و در نهايت به پيروزي رسيدن مقاومتگران دموكرات، بدون توسل به خشونت، است . ديكتاتوري درمقابل مردم مبارزه طلب فروخواهدپاشيد. البته هرتلاشي ازاين نوع هم ،خصوصا به راحتي و سرعت، منجربه پيروزي نخواهد شد.بايد درياد داشت كه به همان تعداد جنگ نظامي پيروزمندانه كه وجود دارد، جنگ نظامي منجر بشكست هم موجود است . اگرچه، مبارزه طلبي سياسي امكاني عملي براي پيروزي فراهم ميكند. همانگونه كه پيش از اين شرح داده شد، اين احتمال را ميتوان ازطريق توسعه يك استراتژي بزرگ هوشمندانه، برنامه ريزي دقيق استراتژيك ، تلاش سخت و مبارزه منضبط و دلاورانه افزايش داد

Wednesday, February 22, 2006

تجزيه ديکتاتوری

تجزيه ديكتاتوري

هنگاميكه تحول مبتني برموسسات جامعه درحال وقوع است، مبارزه طلبي وعدم همكاري ميتوانند شدت يابند .استراتژيست هاي نيروهاي مقاومت بايد ازابتدا دراين فكرباشند كه زماني خواهد آمد كه نيروهاي دموكراتيك ميتوانند ازمبارزات گزينشي قبلي،بسراغ مقاومتهاي گسترده بروند .دربيشترحالات براي خلق، ساختن يا توسعه ظرفيتهاي مقاومتي به زمان احتياج است وتوسعه مبارزه طلبي گسترده شايد پس ازگذشت چندين سال ممكن شود .درطول اين زمان سلسله مبارزات خاص گزينشي بايد بسمت مسائل سياسي پراهميت ترجهت دهي شوند بخشهاي عمده ازمردم درتمامي لايه هاي جامعه بايد دراين مبارزات داخل شوند ودرطول اين اقدامات افزايش يابنده،بامبارزه طلبي سياسي مصمم و منضبط،ضعف دروني ديكتاتوری بشدت نمايان خواهد شد.تركيب مبارزه طلبي سياسي قدرتمندانه وايجاد موسسات مستقل احتمالا وضعيت مناسبي براي جلب توجه بين المللي گسترده بنفع نيروهاي دموكراتيك است .اين امرهمچنين ممكن است موجب اجرا محكوميتهاي ديپلوماتيك بين المللي،تحريمها وممنوعيتهايي دردفاع ازنيروهاي دموكرات شود همچنان كه درلهستان اينگونه شد. استراتژيستها بايد توجه نمايند كه درموقعيتهاي خاص ممكن است فروپاشي ديكتاتوري بسيارسريع اتفاق بيافتد، آن گونه كه در۱۹۸۹ درآلمان شرقي واقع شد اين امرهنگامي اتفاق مي افتد كه درپي تنفر شديد مردم ازديكتاتوري ،منابع قدرت بصورت گسترده ازدولت جدا شوند. اما اين الگو معمول نيست وبهتر است براي مبارزه اي درازمدت برنامه ريزي كرد وصد البته براي برنامه اي كوتا ه مدت نيزآماده بود.درطول دوره مبارزه آزاد يخواهانه، موفقيتها،حتي درمسائل كوچك، بايد مورد تجليل قرار گيرند . آنهايي كه پيروزي را بدست آورده اند بايد بازشناخته شوند . همچنين جشنها و تجليل هاي هوشيارانه، بايد به حفظ روحيه مورد نياز براي مراحل آتي مبارزه كمك كند

گسترش آزادی

گسترش آزادي
رشد موسسات مستقل وخودگردان اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي وسياسي درطول دوره مقاومت گزينشي، به همراه مبارزه طلبي سياسي تدريجا باعث توسعه فضاي دموكراتيك درجامعه وكمتر شدن سلطه ديكتاتور خواهد شد.به همان اندازه كه موسسات مدني جامعه قدرت ميگيرند،قدرت ديكتاتور براي اعمال اراده خود تقليل مييابد ومردم بگونه اي فزاينده جامعه اي مستقل وخارج ازسلطه وي تشكيل ميدهند. اگرزماني ديكتاتوربمنظورتوقف روند گسترش آزادي واردعمل شود،مبارزه غيرخشونت آميزميتواند براي دفاع ازجوآزادي كه بوجود آمده بكاربسته شودوديكتاتوري را باجبهه جديدي ازمبارزه مواجه كند.اين تركيب ازمقاومت وساختن موسسات ميتواند باعث پيدايش آزادي حقيقي شود كه به نوبه خود خواهد توانست ديكتاتوري رادرهم شكسته وپيدايش رسمي نظامي دموكراتيك را غيرقابل اجتناب سازد چرا كه روابط قدرت درجامعه، اساسا تغييريافته است.لهستان دردهه ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ مثال روشني ازبازپس گيري افزاينده كاركردهاي جامعه وموسسات آن از طريق مقاومت است .كليساي كاتوليك تحت آزاروتعقيب بوده ولي هيچگاه كاملا بزيركنترل كمونيستها درنيامد . در ۱۹۷۶ روشنفكران وكارگران خاصي گروههاي كوچكي مثل ( کا ، او ،ار )براي به پيش بردن عقايد سياسي خود ايجاد كردند. ۱۹۸۰ ،سازمان اتحاديه صنفي همبستگي با قدرت نمايي خود درايجاد اعتصاب هاي موثر،رسميت يافتن خود را بدولت تحميل كرد .همچنين دهقانان، دانشجويان و بسياري ازديگرگروهها نيزسازمانهاي مستقل ويژه خود را تشكيل دادند .هنگامي كه كمونيستها دريافتند كه اين گروهها واقعيتهاي قدرت راتغيير داده اند، اتحاديه صنفي همبستگي قدغن اعلام شد و كمونيستها به حكومت نظامي متوسل شدند.حتي تحت حكومت نظامي، با وجود به زندان افكندنها وشكنجه هاي شديد متعدد، موسسات مستقل جديد جامعه به ايفاي وظيفه خود ادامه دادند .براي مثال، چندين دوجين روزنامه ومجله غيرمجازهمچنان به انتشارخود ادامه ميدادند. درحالي كه نويسنده هاي مشهور،انتشاراتيهاي كمونيستهاوچاپخانه هاي دولتي را تحريم كرده بودند، چاپخانه هاي غيرمجازسالانه صدها كتاب منتشرميكردند. اقدامات مشابهي دربخشهاي ديگر جامعه جريان داشت.تحت حكومت نظامي جروسلسكي،دولت نظامي كمونيست ازيك ديدگاه با قدرت برمسند جامعه تكيه زده بود .هنوزصاحب منصبان،دفاتروساختمانهاي دولتي را درتصرف خود داشتند .رژيم كماكان ميتوانست با توسل به مجازا تها، دستگيريها، زنداني كردن ها، ضبط دستگاههاي چاپ وموارد مشابه جامعه را تحت فشار قراردهد اما ديكتاتوري نتوانست جامعه راكنترل كند .دراين ديدگاه تنها نقطه ابهام، زماني بود كه جامعه خواهد توانست رژيم ديكتاتوري را كاملا سرنگون كند.حتي وقتي كه ديكتاتوري هنوز موقعيت هاي دولتي را در تصرف خود دارد گاهي ميتوان يك دولت موازي دموكراتيك را سازمان داد. اين سازمان ميتواند به گونه اي فزاينده بعنوان يك دولت رقيب عمل كند كه وفاداري، پذيرش وهمكاري خود را ازمرد م وموسسات اجتماعي دريافت مينمايد. درنتيجه ديكتاتوري ازكاهش روزافزون اين خصيصه هاي دولت رنج خواهد برد .سرانجام، شايد دولت موازي دموكراتيك درمرحله اي از گذار خود، بتواند رژيم ديكتاتوري را كاملا با سيستمي دموكراتيك جايگزين نمايد . در آن هنگام ميتوان قانون اساسي تنظيم كرد و انتخاباتي را بعنوان بخشي از دوران گذار برگزار نمود

Wednesday, February 15, 2006

فصل نهم

فروپاشاندن ديكتاتوري
اثرتجمعي رشته مبارزه طلبيهاي سياسي صحيح هدايت شده وموفق، ميتواند تقويت مقاومتگران وتاسيس وگسترش بخشهايي از جامعه باشد كه ديكتاتور براي كنترل موثرآنها با محدوديتهايي مواجه خواهد شد. اين رشته مبارزات همچنين بايد تجربه اي ارزشمند ازنحوه سرباززدن ازهمكاري وچگونگي مبادرت بمبارزه طلبي سياسي ارائه دهند .اين تجربه هنگامي كه زمان براي عدم همكاري و مبارزه طلبي گسترده درمقياس وسيع مناسب شود،كمك بزرگي خواهد بود. همانگونه كه درفصل سوم ديديم،براي باقي ماندن ديكتاتورها درقدرت،فرمانبرداري،همكاري و تسليم مردم ضروري است بدون دسترسي بمنابع قدرت سياسي، قدرت ديكتاتورتضعيف شده ودرنهايت ازبين خواهد رفت .بنابراين بازپس گيري حمايت وپشتيباني،مهمترين اقدام لازم براي فروپاشاندن ديكتاتوري ميباشد .شايد بررسي شيوه تاثيرگذاري مبارزه طلبي سياسي برمنابع قدرت سودمند باشد.اقدامات ردكننده نمادين ومبارزه طلبي ازجمله روشهاي موجود براي تضعيف مشروعيت اخلاقي سياسي رژيم ديكتاتوري ياهمان حقانيت آن هستند .هرقدرمشروعيت نظام بيشترباشد،فرمانبرداري وهمكاري كه دريافت ميكند نيزبيشتروقابل اتكا ترخواهد بود. براي تهديد موجوديت ديكتاتور،عدم پذيرش اخلاقي بايد درعمل بيان شود امتناع ازهمكاري وفرمانبرداري براي جدا كردن منابع ديگرقدرت رژيم مورد نيازهستند.دومين منبع قدرت مهم،منابع انساني است يعني تعداد واهميت افرادوگروههايي كه ازحاكمان اطاعت ميكنند،با آنان همكاري مينمايند يا به آنان كمك ميرسانند. اگرعدم همكاري توسط بخشهاي عمده اي ازمردم بكارگرفته شود، رژيم دچارمشكلات جدي خواهد شد .براي مثال،اگركارمندان مدني با بهره وري عادي خود كارنكنند يا حتي درخانه بمانند،دستگاه اداري رژيم شديدا تحت تاثير واقع خواهد شد.به همين شكل، اگر افراد وگروههايي كه درعدم همكاري شركت ميكنند شامل آنهايي باشد كه پيش ازاين فراهم كننده مهارتها ودانش تخصصي لازم بوده اند،ديكتاتورشاهد كاهش شديد ظرفيت خود دراجراي اراده اش خواهد بود احتمالاحتي توانايي وي براي تصميم گيري آگاهانه وتوسعه سياستهاي موثرنيزشديدا كاهش پيدا خواهد كرد.اگر نفوذ رواني وايدئولوژيكي -عوامل غيرملموس -كه معمولا اطاعت وهمكاري با حاكمان را به مردم القا ميكنند تضعيف شوند يا واژگون گردند، مردم گرايش بيشتر به نافرماني وعدم همكاري خواهند داشت.دسترسي ديكتاتوربه منابع مادي نيزمستقيما برقدرت وي تاثيرميگذارد. با تحت كنترل گرفتن منابع مادي،سيستم اقتصادي،داراييها، منابع طبيعي، حمل ونقل وسايل ارتباطي توسط رقباي فعلي يا بالقوه رژيم، منبع مهم ديگري ازقدرت،آسيب پذيرشده وازدسترس ديكتاتورخارج خواهد شد .اعتصابات،تحريمها وافزايش خودگرداني واستقلال دربخشهاي اقتصادي،ارتباطات وحمل ونقل رژيم را تضعيف خواهد كرد.همانگونه كه پيش ازاين صحبت شد،توانايي ديكتاتورها درترساندن يا بكار بردن ضمانتهاي اجرايي، كيفردادن بخشهاي سركش،نافرمان ومجري عدم همكاري درجامعه - منبع اساسي قدرت آنها است .اين منبع قدرت ميتواند به دوشيوه تضعيف شود . اول، اگرمردم همچون مواقع جنگي آماده باشند كه پيآمدهاي خطرناك مبارزه طلبي را بپذيرند، تاثيرگذاري مجازاتهاي فعلي بشدت كاهش خواهد يافت يعني سركوبگري ديكتاتور،اطاعت مورد انتظار را موجب نخواهد شد. دوم،اگرخود نيروهاي پليس ونظامي دلسرد شوند، ممكن است بصورت فردي يا جمعي ازاجراي دستورات مربوط به دستگيري، ضرب وشتم يا شليك به مقاومتگران طفره روند ويا آشكارا ازاجراي فرامين خودداري كنند. اگرديكتاتورديگر نتواند براي سركوب به پليس ونيروهاي نظامي اش متكي باشد،شديدا تهديد خواهد شد.بطورخلاصه، موفقيت دربرابر ديكتاتوري مسلح، محتاج تقليل وحذف منابع قدرت رژيم از طريق به كارگيري عدم همكاري ومبارزه طلبي است .بدون بازسازي ثابت منابع ضروري قدرت، ديكتاتوري تضعيف خواهد شد ودرنهايت فروخواهد پاشيد به همين دليل برنامه ريزي استراتژيك مناسب براي مبارزه طلبي سياسي عليه ديكتاتوريها بايد اصلي ترين منابع قدرت ديكتاتوررا هدف قرار دهد

تغيير در استراتژی

تغيير در استراتژي
استراتژيستهاي مبارزه طلب سياسي نياز دارند تا دائما برآورد كنند كه استراتژي بزرگ و استراتژيهاي مرتبط با يك رشته عمليات خاص به چه نحو درحال اجرا هستند . براي مثال ممكن است كه مبارزه آنگونه كه انتظارميرفت ادامه پيدا نكند دراين حالت لازم است تا تغييرات مورد احتياج دراستراتژي محاسبه شوند. براي افزايش قدرت جنبش ودردست گرفتن ابتكارچه كارهايي ميشود كرد ؟ دراين وضعيت،لازم است تا مشكل مشخص شود،استراتژي دوباره ارزيابي شود،احتمالا مسووليت مبارزه به گروه ديگرازمردم محول شود،منابع قدرت ديگري بسيج شود ودوره جديدي از اقدامات توسعه يابد. وقتي اين امربه انجام رسيد، طرح جديد بايد سريعا بكار بسته شود.برعكس، اگرمبارزه بسيار بهتر ازآن چه از قبل انتظار ميرفت ادامه يابد وديكتاتوري زودتراز آنچه قبلا پيش بيني شده بود تحليل رود، نيروهاي دموكراتيك چگونه بايد منافع بدست آمده غيرمنتظره را متمركزكنند وآنرا درجهت ازكارانداختن ديكتاتوري بكار گيرند؟ پاسخ اين سوال را درفصل بعد بررسي خواهيم كرد

Sunday, February 12, 2006

هدف گيری قدرت ديکتاتوری

هد ف گيري قدرت ديكتاتور
همچنانكه مبارزه درازمدت ازاستراتژيهاي اوليه بسمت مراحل بلندپروازانه وپيشرفته توسعه مييابد،استراتژيستها نيازدارند تابررسي نمايند كه چگونه ميتوان منابع قدرت ديكتاتوررا محدودتر كرد. هدف اين بررسي بايد استفاده ازعدم همكاري مردم براي رسيدن به وضعيت سودمندتراستراتژيك، به نفع نيروهاي دموكراتيك،باشد.با قدرت گرفتن نيروهاي مقاومتگر دموكرات، استراتژيستها بايد مبارزه طلبي وعدم همكاري بلندپروازانه طراحي كنند تا باهدف ايجاد فلج سياسي توسعه يابنده ودرنهايت فروپاشاندن خود ديكتاتوري،منابع قدرت را ازآن جدا نمايند.لازم است تا دقيقا برنامه ريزي شود كه نيروهاي دموكراتيك چگونه ميتوانند حمايت مردم و گروههايي كه پيش ازاين دراختيارديكتاتور قرارميگرفتند را تضعيف كنند .حمايت مردم با آشكارسازي بيرحمي هايي كه از سوي رژيم اعمال شده تضعيف خواهد شد؟ با افشاء نتايج اقتصادي مصيبت بارسياستهاي اعمال شده ازسوي ديكتاتوريا با درك اين موضوع كه ديكتاتوري قابل خاتمه دادن است ،حمايتهايي كه ازديكتاتور مي شود بايد تا آنجا تضعيف شود كه به حد اقدامات بي طرفانه برسد ياحتي ترجيحا به حمايت فعال از اقدامات طرفدار دموكراسي تبديل شود.درطول برنامه ريزي واجراي مبارزه طلبي سياسي وعدم همكاري،حمايتگران وپشتيبانان ديكتاتورازجمله گروههاي داخلي، احزاب سياسي، پليس، ماموران اداري وخصوصا ارتش بايد مورد توجه ومواظبت دقيق قرارگيرند.درجه وفاداري نيروهاي نظامي، چه سربازان و چه افسران، نسبت به ديكتاتور بايد با دقت تخمين زده شود و مشخص شود كه نيروهاي دموكراتيك توان تاثيرگذاري برآنها را دارند يا نه ،شايد بسياري از سربازان عادي به اجباربه سربازي آمده و ناراضي باشند. شايد هم بسياري ازسربازان وافسران بدلايل شخصي، خانوادگي يا سياسي نسبت به حكومت بيگانه شده باشند . كدام عوامل ممكن است سربازان وافسران را درمقابل اقدامات دموكراتيك آسيب پذيرسازد درمراحل نخستين مبارزه آزادي خواهانه بايد استراتژي خاصي براي ايجاد ارتباط با نيروهاي نظامي ومامورين ديكتاتورتوسعه يابد. نيروهاي دموكرا تيك بايد با كلمات، نمادها و اقدامات خود به نيروهاي نظامي اطلاع دهند كه مبارزه آزاد يخواهانه درنهايت به پيروزي قطعي و پايدار دست خواهد يافت. نيروهاي نظامي بايد متوجه شوند كه اين مبارزه، صرفا براي تحليل بردن قواي ديكتاتور است وزندگي آنها را تهديد نميكند. در نهايت امراين تلا شها ميخواهند روحيه نيروهاي نظامي ديكتاتوررا تضعيف كنند ودرپي آن وفاداري و فرمانبرداري آنها نسبت بديكتاتور را بنفع جنبش دموكراتيك تغييردهند .استراتژيهاي مشابهي بايد پليس و كارمندان غيرنظامي را هدف قرار دهد.بهرحال،تلاش براي جلب موافقت، ودرنهايت، ايجاد نافرماني دربين نيروهاي ديكتاتوري نبايد اشتباها به تشويق آنان براي بشكست كشاندن ديكتاتوري با روشهاي نظامي تبديل شود .اين نمايشنامه در عمل باعث به كار گماشتن دموكراسي نميشود چرا كه همانگونه كه قبلا بحث كرده ايم كودتا عدم تعادل روابط قدرت بين مردم وحكمرانان را اصلاح نميكند به همين دليل،مهم خواهد بود تا طرحي دراين باره تهيه شود كه چگونه بايد افسران موافق رامتوجه اين امرنمود كه كودتا يا جنگ داخلي عليه ديكتاتوري لازم و پسنديده نيست.افسران موافق ميتوانند نقشي حيا تي درمبارزه دموكراتيك ايفا كنند. براي مثال آ نها ميتوانند حمايتگر گسترش نارضايتي وكاربرد عدم همكاري درنيروهاي نظامي،تشويق ناكارآمديهاي عمدي وعدم اطاعت ملايم ازدستورات وجلوگيري ازاقدام بسركوب باشند همچنين كاركنان نظامي ميتوانند به جنبشهاي دموكراتيك،انواع گوناگوني ازهمياري هاي بدون خشونت همچون گذرگاههاي امن،اطلاعات،غذا، تداركات پزشكي و موارد مشابه را ارائه كنند.ارتش يكي ازمهمترين منابع قدرت ديكتاتورهاست چرا كه ميتواند ازانضباط نظامي واحدهاي خود وجنگ افزارش مستقيما براي حمله و تنبيه مردم نافرمان استفاده كند .استراتژيستهاي مبارزه طلب بايد به ياد داشته باشند كه اگر پليس، ماموران اداري ونيروهاي نظامي كاملا پشتيبان ديكتاتور باقي بمانند ونسبت بدستورات وي مطيع باشند، شكست داد ن ديكتاتوري بسيار مشكل يا حتي غيرممكن خواهد بود .به همين دليل است اتژيستهاي دموكرات بايد به استراتژيهايي كه هد فشان ازميان بردن وفاداري نيروهاي ديكتاتور است، اولويت بالايي اختصاص دهند.نيروهاي دموكراتيك بايد به ياد داشته باشند كه نارضايتي و نافرماني در بين نيروهاي نظامي و پليس ميتواند براي اعضاي آن نيروها بسيار خطر ناك باشد . افراد اين گروهها دربرابر هرگونه نافرماني بايد انتظار جريمه هاي سنگين و دربرابر شورش منتظر اعدام باشند. به همين دليل نيروهاي دموكرات نبايد ازسربازان و افسران تقاضاي شورشهاي سريع داشته باشند . بلكه،هنگامي كه ارتباط ممكن است بايد روشن كرد كه انواع بسيارگوناگوني از نافرماني مبدل وجود دارد كه ميتوانند در مراحل آغازين مورد استفاده قرارگيرند براي مثال، پليس و نيروهاي مسلح ميتوانند دستورات مربوط به سركوبي را با بي كفايتي عمدي انجام دهند، محل اختفاي افراد مورد درخواست را اشتباه تشخيص دهند، مقاومتگران را از سركوبيها، دستگيريها واخراجها مطلع كنند و در گزارش اطلاعات مهم به افسران مافوق خود اشتباه نمايند. افسران ناراضي هم به نوبه خود ميتوانند درزنجيره انتقال دستورات سركوب اختلال ايجاد كنند .سربازان ممكن است بالاترازسرتظاهرات كنندگان را هدف بگيرند .به همين شيوه، كارمندان غيرنظامي هم به سهم خود ميتوانند پرونده ها و برگه هاي دستور را گم نمايند، با بازده كم كار كنند ومريض شوند تا اجازه داشته باشند كه تا هنگام بهبودي ، در خانه بمانند

Tuesday, February 07, 2006

توزيع مسئوليت

توزيع مسووليت
درطول يك رشته مبارزه گزينشي ،بارمبارزه درهرزمان بردوش يك يا چند بخش ازجامعه است. درمبارزات بعدي وبراي رسيدن به هدفهاي ديگر،بارمبارزه بايد بر دوش گروههاي جمعيتي ديگر منتقل شود براي مثال، دانشجويان ميتوانند براي موضوعات تحصيلي به اعتصاب دست بزنند، رهبران مذهبي و پيروان آ نها روي آزادي موضوعي مذهبي تمركزكنند، كارگران راه آهن ممكن است بصورت عمدي وفاداري بيش ازحدي به آيين نامه هاي ايمني نشان دهند ودرنتيجه بازدهي سيستم حمل ونقل را پايين بياورند، روزنامه نويسها ميتوانند براي مبارزه با سانسور بخشهايي از روزنامه كه حاوي مقالات حذف شده است را سفيد چاپ كنند يا پليس ميتواند دائما درتشخيص محل ودستگيري دموكراتهاي تحت تعقيق ومخالف اشتباه كند. مرحله اي كردن رشته مبارزات براساس موضوع وگروهها جمعيتي درعين اينكه مبارزه ادامه مييابد به بخشهاي خاصي ازجامعه فرصت استراحت خواهد داد.مقاومت گزينشي بخصوص براي دفاع ازموجوديت واستقلال گروهها وموسسات مستقل اجتماعي، اقتصادي وسياسي خارج ازكنترل ديكتاتوري كه قبلا درباره آنها بحث شده،مهم است . اين مراكز قدرت موسسات پايه اي را فراهم ميكنند كه مردم ازطريق آ نها خواهند توانست فشار وارد كنند يا در برابر كنترل ديكتاتوري مقاومت نمايند . درمبارزه اين موسسات جزو اولين اهداف ديكتاتوري خواهند بود

مبارزه نمادين

مبارزه نمادين
درهنگام شروع يك رشته مبارزه بمنظورضعيف كردن ديكتاتوري، احتمالا درابتدا ميدان عمل اقدامات سياسي محدود خواهد بود .اين اقدامات بايد با هدف سنجش و تاثيرگذاري بر حال و هواي مردم وآماده كردن آنان براي پيگيري مبارزه ازطريق عد م همكاري ومبارزه طلبي سياسي طراحي شوند.نخستين اقدام احتمالا بايد نوعي اعتراض يا اقدام نمادين محدود يا موقتي باشد. اگر تعداد افرادي كه علاقمند به اقدام هستند كم است،آنگاه نخستين اقدام ميتواند براي مثال شامل گذاشتن گل درمحلي باشد كه اهميتي نمادين دارد .ازطرف ديگراگرتعداد كساني كه خواهان شركت دراقدام هستند بسيار زياد است، آنگاه پنج دقيقه توقف كامل وعدم انجام هرگونه حركتي يا چند دقيقه سكوت ميتواند بكارگرفته شود. دروضعيتهاي ديگر،اشخاص معدودي ميتواند به اعتصاب غذا، شب زنده داري در محلي كه اهميت نمادين دارد،تحريم كوتاه كلاسها، يا تحصن درمحلي مهم دست بزنند. تحت يك حكومت ديكتاتوري اين اقدامات كه جنبه تهاجمي تري دارند احتمالا با سركوبي خشن مواجه خواهند شد .اقدامات نمادين خاص،مانند اشغال فيزيكي محوطه روبروي قصرديكتاتوريا اشغال دفاترمركزي پليس سياسي ممكن است داراي خطرزيادي باشد وبه همين دليل براي شروع رشته مبارزات توصيه نميشونداولين اقدامات اعتراضي نمادين گاهي توجه ملي وبين المللي وسيعي برانگيخته است مانند تظاهرات خياباني برمه در ۱۹۸۸ يا تصرف واعتصاب غذاي دانشجويان درميدان تيانانمن پكن در ۱۹۸۹ تلفات بالاي اين تظاهرات درهردومورد به توجه فراواني است كه استراتژيست ها بايد دربرنامه ريزي براي مبارزات به آن توجه كنند .با وجود ضربات عظيم اخلاقي و رواني بعيد است كه اينگونه اقدامات به تنهايي موجب سقوط ديكتاتوري شوند،چرا كه اين اقدامات كاملا نمادين باقي مي مانند وتغييري دروضعيت قدرت ديكتاتوري ايجاد نمي كنند.معمولا درهنگام شروع مبارزه امكان جدا كردن كامل وسريع منابع قدرت ديكتاتورها وجود ندارد .براي تحقق اين امرتمامي مردم وموسساتي كه تا ديروزكاملا مطيع بوده اند، بايد مطلقا رژيم را نفي كنند ودريك آن با عد م همكاري وسيع وقدرتمند آن را بمبارزه بطلبند. اينموضوع بندرت تحقق يافته ودستيابي به آن نيزبسيارمشكل است .به همين دليل دربيشترموارد انتظاريك عدم همكاري ومبارزه طلبي سياسي سريع، استراتژي غير واقعبينانه براي مبارزه عليه ديكتاتوري است

Sunday, February 05, 2006

مقاومت گزينشی

مقاومت گزينشي
درمرحله هاي اوليه مبارزه، رشته هاي مستقلي ازمبارزات با اهداف خاص ميتوانند بسيار مفيد باشند. اينچنين مبارزات گزينشي بايد يكي پس از ديگري اجرا شوند. گهگاه هم دو يا سه مورد از آنها ممكن است بصورت همزمان اجرا شوند.دربرنامه ريزي استراتژي براي مقاومت گزينشي مهم است كه موضوعات خاص ومحدود يا مشكلاتي كه بصورتي عام ستمگري ديكتاتوررا نشان ميدهند مشخص شوند . اينگونه موضوعات ميتوانند اهداف مناسبي براي هدايت رشته اي ازمبارزات باشند كه ازطريق آ نها ميتوان به اهداف استراتژيك ميانه درداخل يك استراتژي كلي دست يافت .اين اهداف ميانه بايد توسط ظرفيت قدرت فعلي نيروهاي دموكرات قابل دستيابي باشند . اين مساله دستيابي به يك دنباله از موفقيتها را تضمين ميكند كه براي روحيه مردم مفيد بوده و همچنين باعث تغيير موثروافزايش يابنده روابط قدرت درمبارزه درازمدت ميشود.استراتژيهاي مقاومتهاي گزينشي بايد درابتدا برروي مسائل خاص اجتماعي،اقتصادي يا سياسي متمركز شوند آنها ميتوانند باهدف خارج كردن بخشي ازجامعه وسيستم سياسي اززيركنترل ديكتاتور يا براي بازپسگيري كنترل بخشهايي كه اكنون توسط ديكتاتور كنترل ميشوند، يا نهايتا بمنظور نفي سلطه ديكتاتور بر يك محدوده انتخاب شوند.همانگونه كه قبلا گفته شده، اگرممكن باشد رشته مبارزات مربوط به مقاومت گزينشي بايد به يك يا چند نقطه ضعف ديكتاتورحمله كنند. به اين وسيله دموكراتها قادر خواهند بود تا با ظرفيت قدرت موجود خود، كارآترين ضربه را وارد كنند.استراتژيستها سريعا نياز خواهند داشت تا لااقل استراتژي اولين رشته مبارزات را برنامه ريزي كنند .اما اهداف محدود آن بايد شامل چه چيزهايي باشد ؟ اين رشته مبارزه چگونه ميتواند به ايفاي استراتژي بزرگ انتخاب شده كمك كند ؟ اگر امكان داشته باشد ،هوشمندانه است كه لااقل، خطوط كلي استراتژي مربوط به رشته عمليات دوم و سوم نيز تنظيم شوند . همه اين استراتژيها بايد به پيشبرد استراتژي بزرگ انتخاب شده كمك كرده و درمحدوده خطوط كلي آن عمل نمايند

فصل هشتم

كاربرد مبارزه طلبي سياسي
دروضعيتهايي كه مردم احساس بي قدرتي وترس ميكنند، مهم است كه اولين اقدامات براي مردم كم خطر بوده و درآنها حس اعتماد بوجود آورد . اين نوع اقدامات مثل پوشيدن لباس بطريقه اي غير عادي ميتوانند مخالفتي عمومي را بنمايش بگذارند وفرصتي براي مردم فراهم كنند تا بصورتي معني داردراقدامات مخالفت جويانه شركت نمايند.درموارد ديگر موضوعي غيرسياسي ونسبتا كوچك وسطحي مانند تامين يك منبع آب مطمئن ميتواند درمركز توجه اقدامات گروهي قرار گيرد . استراتژيستها بايد موضوعي را انتخاب كنند كه ارزش آن براي همه شناخته شده ودرنتيجه عدم پذيرش آن مشكل باشد . موفقيت دراين رشته مبارزات كوچك علاوه بر اينكه مشكلي كوچك را حل ميكند، مردم را نيز نسبت به دارا بودن قدرتي بالقوه متقاعد ميسازد.هدف بيشتر استراتژيهاي يك رشته مبارزات دريك كشمكش درازمدت، نبايد سرنگوني آني وكامل ديكتاتوري باشد، بلكه بجاي آن،اين استراتژيها بايد درپي كسب اهداف محدود باشند .همينطورتمام رشته مبارزات هم نيازي به مشاركت تمامي بخشهاي جامعه ندارند.بهنگام تفكردرباره يك رشته عمليات بخصوص براي پيشبرد استراتژي بزرگ، استراتژيستهاي مبارزه طلب نيازدارند تا با دقت به تفاو تهاي موجود در مراحل ابتدايي، مياني و پاياني يك مبارزه دراز مدت بيانديشند

Friday, February 03, 2006

وفا داری به برنامه استراتژیک

وفاداري به برنامه استراتژيك
يكبار كه برنامه استراتژيك درست به اجرا گذاشته شد، نيروهاي دموكراتيك نبايد با حركات فرعي ديكتاتور كه ممكن است آ نها را ازاستراتژي بزرگ و استراتژيهاي مرتبط با يك سلسله عمليات خاص منحرف كند و باعث شود كه اقدامات عمده مصروف مسائل كم اهميت شود و از مسير خود منحرف شوند .همينطورنبايد به احساسات لحظه اي شايد درواكنش به بيرحمي هاي جديد از سوي
ديكتاتوراجازه داده شود كه مقاومتگران دموكرات را ازاستراتژي بزرگ يا استراتژيهاي مرتبط با يك سلسله عمليات منحرف نمايند. بيرحمي ها شايد بادقت ايجاد شده باشند تا نيروهاي دموكرات را خشمگين وتحريك كرده تا نقشه دقيق خود را ترك گفته وحتي وارد اقدامات خشونت آميز شوند، يعني درحوزهاي كه ديكتاتورها بخوبي ميتوانند آنان را شكست دهند.تا وقتي كه تحليل اصلي درست تشخيص داده شودوظيفه آزادي خواهان،پيشروي مرحله به مرحله است . مطمئنا درتاكتيكها واهداف تغييراتي بوجود خواهد آ مد ورهبران خوب هميشه براي استفاده ازفرصتها آمادگي خواهند داشت. اين تنظيمات نبايد با اهداف استراتژي بزرگ يا اهداف استراتژيهاي مرتبط با يك رشته عمليات مغشوش شوند. اجراي دقيق استراتژي بزرگ انتخاب شده واستراتژيهاي مرتبط با يك رشته مبارزات خاص سهم بزرگي در رسيدن به موفقيت ايفا خواهد كرد

سرکوب و اقدام متقابل

سرکوب و اقدام متقابل
طراحان استراتژيك بايد واكنشها وسركوبها وبخصوص آستانه خشونت ديكتاتوردرمقابل مقاومت كنندگان دموكرات را ارزيابي كنند. لازم است تصميم گيري شود كه چگونه بايد ايستادگي كرد، عمل متقابل انجام داد يا ازسركوبيهاي تشديد شونده بدون تسليم شدن،اجتناب كرد. ازنظرتاكتيكي درمواقع خاص، هشدارهاي مناسب درباره سركوبيهاي مورد انتظاربايد به مردم ومقاومتگران داده شود تا آنها ازريسك مشاركت خود آگاه باشند . اگر احتمال سركوبي شديد وجود داشته باشد، امكانات پزشكي براي ارائه خدمات به مصدومين بايد آماده باشد.با مورد انتظار بودن سركوبي، استراتژيستها پيشاپيش تمام سعي خود را ميكنند تا ازتاكتيكها وروشهايي استفاده كنند كه درعين كمك كردن براي رسيدن به اهداف، يا آزادي، احتمال وقوع سركوبيهاي بيرحمانه را به حداقل برسانند. براي مثال تظاهرات ورژه رفتن مردم درخيابانها عليه ديكتاتوري،شايد مهيج باشد ولي جان هزاران تظاهرات كننده را بخطر مياندازد هزينه بالابراي دموكراتها الزاما بمعناي وارد كردن فشاربيشتربه ديكتاتور نسبت به زماني كه همين مردم درخانه هاي خود ميماندند،اعتصاب، يا عدم همكاريهاي كلان توسط كارمندان دولت، نيست.اگر پيشنهاد شد كه اقدام مقاومت گرايانه تحريك آميز، كه خطرزيادي در پي دارد، براي هدفي استراتژيك موردنيازاست، آنگاه بايد با دقت درباره هزينه ها وفايده هاي اين پيشنهاد فكركرد. آيا مردم ومقاومتگران درطي مبارزه با انضباط ومنش غيرخشونت آميز رفتارخواهند كرد؟ آيا ميتوانند دربرابرمحركهاي خشونت آميزمقاومت كنند؟ برنامه ريزان بايد درباره اينكه چه اقداماتي بايد براي حفظ انضباط غيرخشونت آميزوادامه مقاومت با وجود بيرحمي ها بعمل بيايند فكر كنند . آيا اين اقدامات، از جمله تعهدات، اطلاعيه هاي مشخص كننده خط مشيها، جزوه هاي انضباطي، برقرار كنندگان نظم تظاهرات و تحريم افراد و گروههاي خشونت طلب ممكن ومفيد است ؟ رهبران بايد هميشه نسبت به حضور كارگزاران تحريك كننده كه ماموريت آنها به خشونت كشاندن تظاهرات است هوشيارباشند

گسترش انديشه عدم همکاری

گسترش انديشه عد م همکاري
براي مبارزه طلبي موفق عليه ديکتاتوري، ضروري است که مردم انديشه عدم همکاري را کاملا درک کنند . همانگونه که درداستان ارباب ميمونها تشريح شد، ايده اصلي ساده است : اگرتعداد کافي اززيردستان با وجود سرکوبها بمدت کافي از ادامه همکاري با ديکتاتور سرباززنند، سيستم ستمگر ضعيف شده، درنهايت فروخواهد پاشيد.مردمي که تحت ديکتاتوري زندگي ميکنند احتمالا پيش از اين هم ازمنابع مختلف با اين مفهوم آشنا بوده اند . با اينحال نيروهاي دموکراتيک بايد تعمدا وازروي فكر انديشه عد م همکاري را فراگيرکنند داستان ارباب ميمونها يا داستاني مشابه ميتواند درتمامي جامعه پخش ومنتشرشود .اينچنين داستاني به آساني قابل درک است . يکبارکه مفهوم کلي عدم همکاري درک شد،مردم قادرخواهند بود تا ارتباط آن با فراخوانهاي آتي براي عدم همکاري با ديکتاتور را متوجه شوند. آنها همچنين قادرخواهند بود تا درموقعيتهاي جديد،هزاران گونه مختلف از روشهاي عد م همکاري را ابداع کنند.با وجود مشکلات و خطرات موجود در تلاش براي پخش انديشه ها، اخباروآموزشهاي مقاومت تحت حکومت ديکتاتوري،دموکراتها بارها ثابت کرده اند که انجام اين اعمال ممکن است. حتي درحکومت آلمان نازي وشوروي کمونيست براي مقاومت کنندگان اين امکان وجود داشت که با استفاده از انتشار روزنامه هاي غيرقانوني، جزوه ها، کتابها و در سالهاي اخير توسط نوارهاي صوتي وتصويري، نه فقط بين افراد مستقل که حتي براي مخاطبين وسيع وعام نيز ارتباط برقرار کنند.با کمک برنامه استراتژيک از پيش آماده شده، راهنماهاي کلي مقاومت ميتوانند آماده و منتشر شو ند. اين راهنماها به مردم نشان خواهند داد که درچه مسائلي و تحت چه شرايطي بايد مقاومت کنند وازهمکاري خودداري نمايند و اين كارها را چگونه بايد انجام دهند. حالا حتي اگرارتباط مردم با رهبري نيروهاي دموکرات قطع شود، ودستورات بخصوصي صادر نشوند يا مردم امکان دريافت آنها را نداشته باشند، مردم خواهند دانست که چگونه بايد درمسائل مهم واکنش نشان دهند . اين راهنماها همچنين ميتوانند بعنوان آزموني براي تعيين اعتبار دستورات مقاومت دروغيني که توسط پليس سياسي بمنظور تحريک مردم به اقدامات بدنام کننده پخش ميشوندعمل کنند

برنامه ريزی مبارزه

برنامه ريزي استراتژي مبارزه
هرچقدر هم که استراتژي بزرگي که براي پايان دادن به ديکتاتوري وتاسيس دموکراسي توسعه يافته،هوشمندانه واميدبخش باشد،يک استراتژي بزرگ بخودي خود انجام نميشود. استراتژيهاي خاص بايد براي رهبري يك رشته عمليات مبارزه طلبانه با هدف بتحليل بردن قدرت ديکتاتورتوسعه يابند . اين استراتژيها بترتيب،محدوده اي ازفعاليتهاي تاکتيکي که هدفشان وارد کردن ضربه هاي کاري بديکتاتوراست را بايکديگرهمسوميکنند. تاکتيکها وروشهاي خاص اقدام بايد با دقت انتخاب شوند تا بتواننددردستيابي به هدفهاي خاص هراستراتژي مشارکت داشته باشند. بحث دراينجا تنها درسطح استراتژي تمركزمييابد .استراتژيستهايي که برنامه ريزي سلسله مبارزات بزرگ را انجام ميدهند،همانند آنهايي که استراتژي بزرگ را برنامه ريزي کرده اند،احتياج به درکي کامل ازطبيعت وشيوه هاي عمل تکنيک مبارزاتي انتخاب شده دارند. درست همانگونه که فرماندهان نظامي بايد ساختارها، تاکتيکها، فن لشکرکشي، تدارک جنگ افزار، تاثيرات جغرافيايي وموارد مشابه رابراي طراحي استراتژي نظامي درک کنند،برنامه ريزان مبارزه طلبي سياسي نيزبايد ازطبيعت واصول استراتژيک مبارزه غيرخشونت آميزدرکي کامل داشته باشند.هرچند که حتي با داشتن دانش درباره مبارزه غيرخشونت آميز،دقت بتوصيه هاي اين مقالات وپاسخ به پرسشهاي مطرح شده،استراتژيها بخودي خود بوجود نمي آيند. تنظيم استراتژيهاي مبارزاتي نياز بقوه ابتکارپرورش يافته دارد .در برنامه ريزي استراتژي براي يك رشته مبارزات بخصوص وبراي توسعه درازمدت ترمبارزه آزادي بخش، استراتژيستهاي مبارزه طلب سياسي بايد درباره احتياجاتی که وجود دارد به مسائل و مشکلات بسياري فکرکنند. ازجمله :الف ـ تعين اهداف خاص ازيك رشته مبارزات و سهم آنها در پيشبرد استراتژي بزرگ ، ب ـ توجه به روشهاي خاص يا سلاحهاي سياسي که ميتوانند به بهترين وجه براي پيشبرد استراتژي انتخاب شده استفاده شوند درون هرنقشه کلي براي يك رشته مبارزات خاص لازم است تا تشخيص دهيم كه چه نقشه هاي کوچکتروتاکتيکي وچه روشهاي اقدامي بايد براي وارد کردن فشارومحدود نمودن منابع قدرت ديکتاتور استفاده شوند . بايد بياد داشته باشيم که رسيدن به اهداف بزرگ نتيجه انتخاب دقيق وپيمودن گا مهاي کوچک است.تعيين اينکه آيا مسائل اقتصادي بايد با مبارزه سياسي مرتبط باشند و اگر آري چگونه ؟ اگر مسائل اقتصادي درمبارزه مهم هستند بايد دراين فکربود که نارضايتيهاي اقتصادي پس از پايان ديکتاتوري اصلاح شوند . درغير اينصورت اگرراه حلهايي سريع دردوره گذاربه دموکراسي آماده نباشند نارضايتيها وبي ميلي شروع خواهند شداينگونه نارضايتيها ميتوانند ظهوردوباره نيروهاي ديکتاتوري که وعده پايان مشكلات را ميدهند تسهيل کنند.پ ـ پيشاپيش مشخص کردن اينکه چه نوع رهبري وچه نوع سيستم ارتباطي بهترين کارکرد را براي شروع مبارزه دارد . کدام روشهاي تصميم گيري و برقراري ارتباط درطول دوران مبارزه، براي راهنمايي دائم مقاومتگران ومردم موجود خواهند بود ت ـ منعکس کردن اخبارمقاومت به مردم، نيروهاي ديکتاتور ورسانه هاي بين المللي، ادعاها وگزارشها هميشه بايد کاملا واقعي باشند. بزر گ نمايي و ادعاهاي بي اساس، اعتبارمقاومت گران را كاهش خواهد داد. ث ـ برنامه هايي براي اقدامات خودکفا و سودمندی اجتماعي، آموزشي، اقتصادي وسياسي بمنظورپاسخگويي به نيازهاي مردم درطول مبارزه. اين طرحها حتي ميتوانند توسط افرادي که مستقيما دراقدامات مقاومت گرانه شرکت ندارند نيز رهبري شوند.ج ـ تعيين اينکه چه نوع کمک خارجي براي حمايت از يك رشته اقدامات بخصوص يا کل مبارزه آزاديبخش مورد انتظار است .کمک خارجي چگونه ميتواند به بهترين وجه بسيج شده و استفاده شود بدون اينکه مبارزه داخلي به عامل خارجي خاصي وابسته شود؟بايد به اين نکته توجه كرد که کدام گروههاي خارجي براي کمک مناسبتروشايسته ترهستند،مثلاسازمانهاي غيردولتي جنبشهاي اجتماعي،گروههاي ديني ياسياسي، اتحاديه هاي کارگري وغيره دولتها ويا سازمان ملل وبخشهاي مختلف آن علاوه بر اين، برنامه ريزان مقاومت بايد درطول مقاومت توده اي عليه کنترل ديکتاتوري، براي حفظ نظم ورعايت الزامات جامعه توسط نيروهاي خود نيزاقداماتي صورت دهند. اين موضوع نه فقط باعث ايجاد نوع جديدي ازساختارمستقل دموکراتيک ميشود وازاينطريق به اهداف اصلي کمک ميکند بلکه درعين حال اعتبارهرگونه ادعا که سرکوب بيرحمانه را براي مبارزه با بي نظمي وبي قانوني لازم بداند را نيز از بين مي برد

Wednesday, February 01, 2006

تنظيم استراژی بزرگ

تنظيم استراتژي بزرگ
پس ازارزيابي وضعيت، انتخاب روش ومشخص نمودن نقش کمکهاي خارجي، برنامه ريزان استراتژي بزرگ بايد طرح کلي ازبهترين روندي که مبارزه ميتواندهدايت شود را تهيه کنند . اين طرح گسترده بايد ازحال تا آينده فرآيند کسب آزادي وموسسات سيستم دموکراتيک را شامل شود . درتنظيم استراتژي بزرگ برنامه ريزان احتياج دارند تا ازخود سوالات گوناگوني بپرسند . سوالات زير انواع ملاحظاتي که درتعبيه يک استراتژي بزرگ،براي مبارزه طلبي سياسي مورد احتياج اندرا بشيوه اي مشخص ترازگذشته مطرح ميکنند :جامع ترين تصوركلي ازاينکه ديکتاتوري چگونه ميتواند خاتمه يابد و دموکراسي جايگزين آن شود چيست ؟ مبارزه دراز مدت چگونه ميتواند به بهترين وجه آغاز شود؟ مردم تحت ستم چگونه ميتوانند اعتماد به نفس و قدرت کافي براي اقدام به مبارزه عليه ديکتاتوري، فعلا درحدي محدود، بدست بياورند ؟ ظرفيت بکارگيري عدم همکاري و مبارزه طلبي در مردم چگونه بايد با گذشت زمان و تجربه افزايش يابد ؟ بمنظوربازيافتن کنترل دموکراتيک بر جامعه و محدود کردن ديکتاتوري هدف مجموعه اي محدود ازمبارزات چه چيزهايي ميتواند باشد؟ آيا موسسات مستقلي وجود دارند که از ديکتاتوري جان سالم به دربرده وامکان استفاده ازآنان براي برقراري آزادي وجود داشته باشد؟کدام موسسات جامعه ميتوانند برکنترل ديکتاتورغالب شوند،يا کدام موسسات بايد دوباره بدست دموکراتها بمنظور پاسخ دهي به نياز آنان وتاسيس جو دموکراسي، حتي درصورت ادامه ديکتاتوري، ايجاد شوند؟ قدرت تشکيلاتي چگونه ميتواند درمقاومت توسعه يابد ؟ مشارکت کنندگان چگونه ميتوانند آموزش ببينند ؟چه منابعي مالي ،تجهيزات و غيره درمبارزه لازم خواهند بود؟چه نوع نمادهايي ميتوانند به موثرترين روش توده ها را بسيج کنند ؟ازطريق چه نوع اقداماتي ودرطي چه مراحلي منابع قدرت ديکتاتور ميتوانند بصورت دائمي تضعيف شوند ودر نهايت ازبين بروند؟ مردم مقاومت کننده چگونه ميتوانند همزمان برروي مبارزه پافشاري کنند ودرعين حال انضباط لازم غيرخشونت آميزرا نيزرعايت کنند؟ نظم اجتماعي چگونه ميتواند درحين کشمکش حفظ شود؟وقتي پيروزي نزديک است، مقاومتگران دموکرات چگونه ميتوانند به ساختن پايه هاي سازماني جامعه پسا ديکتاتوري ادامه دهند تا گذاررا تا آنجا که ممکن است هموار کنند؟بايد بيادداشت که برنامه کاري يگانه اي وجود ندارد، يا نميتواند وجود داشته باشد،که براساس آن بتوان براي هرجنبش آزادي بخشي عليه ديکتاتوري، استراتژي بزرگي طراحي کرد .هرمبارزه اي براي به پايين کشيدن يک ديکتاتوري وتاسيس سيستمي دموکراتيک تا حدي با مبارزات ديگر متفاوت خواهد بودهيچ دوموقعيتي د قيقا شبيه يکديگرنخواهند بود، هرديکتاتوري برخي مشخصات ويژه خود راخواهد داشت، وظرفيت آزادي طلبي مردم بايکديگرتفاوت خواهد داشت. برنامه ريزان استراتژي بزرگ براي مبارزه طلبي سياسي به درکي عميق نه فقط از شرايط ويژه مبارزه خود،که از روش انتخاب شده براي مبارزه نيزاحتياج خواهند داشت. وقتي استراتژي بزرگ با دقت طراحي شد،دلايل واضحي براي علني کردن آن وجود دارد،تعداد بسيارزيادي ازمردم که به مشارکت آنان نياز است درصورت درک مفهوم کلي، درست همانند دستورات خاص، احتمالا با اشتياق و توان بيشتر اقدام به مشاركت خواهندکرد. اين دانش بصورت بالقوه تاثيري بسيارمثبت درروحيه واشتياق آنان براي مشارکت واقدام مناسب خواهد داشت . طرح کلي استراتژي بزرگ بهرحال براي ديکتاتور مشخص خواهد شد و دانستن خصوصيات آن بصورت بالقوه باعث هدايت وي بسمت کاستن ازبيرحمي ها درسرکوب خواهد شد چرا که وي خواهد فهميد که اين بيرحمي ها ميتوانند بصورت سياسي بسمت خود وي بازگردند . آگاهي ازمشخصات ويژه استراتژي بزرگ ميتواند بصورت بالقوه باعث بروز اختلاف و ترک خدمت دراردوگاه ديکتاتور شود. هنگامي كه يك برنامه استراتژيک براي به پايين کشيدن ديکتاتوري وتاسيس سيستمي دموکراتيک طرح ريزي شد، براي طرفداران دموکراسي مهم است که براجراي آن پافشاري کنند . تنها درشرايطي بسيار نادر مبارزه ميتواند راه خود را از استراتژي بزرگ ابتدايي جدا کند . برنامه ريزان تنها هنگامي که شواهد فراواني وجود داشته باشد که استراتژي بزرگ انتخاب شده اشتباه بوده، يا هنگامي که شرايط مبارزه بصورت پايه اي تغيير کرده باشند، ممکن است احتياج به تغيير استراتژي بزرگ داشته باشند . حتي آنگاه نيز، اين عمل بايد تنها پس از اينکه ارزيابي دوباره انجام گرفت و طرح استراتژي بزرگ جديدي توسعه يافت و پذيرفته شد، انجام شود

کمک خارجی

کمک خارجي
بعنوان بخشي از آماده سازي استراتژي بزرگ، مهم است که نقش مقاومتگران داخلي وهمچنين فشارهاي خارجي درفروپاشاندن ديکتاتوري ارزيابي وتعيين شود. دراين تحليل استدلال کرديم که قواي اصلي مبارزه بايد ازداخل خود کشوربرخيزد. اين مبارزه داخلي است که مساعدت بين المللي را تا درجه اي تحريک ميکند که به ميدان بيايد.بعنوان كمكي ملايم تر، تلاشها ميتوانند براي بسيج افکار عمومي جهان عليه ديکتاتوري، موافق با بشردوستي، اخلاق واصول مذهبي بکارگرفته شوند . تلاشها ميتوانند بمنظوردستيابي به جريمه هاي ديپلماتيک، سياسي و اقتصادي توسط دولتها وموسسات بين المللي عليه ديکتاتوري جهت گيري شوند .اين موارد ميتوانند درشکلهاي تحريم اقتصادي ونظامي، کاهش سطح برسميت شناختن ديپلماتيک يا قطع روابط ديپلماتيک،ممنوعيت همکاريهاي اقتصاد ومنع سرمايه گذاري درکشورديکتاتوري،اخراج دولت ديکتاتوري ازسازمانهاي مختلف بين المللي وبدنه سازمان ملل باشد علاوه براين کمکهاي بين المللي، همانند تهيه کمکهاي اقتصادي و ارتباطي، ميتوانند مستقيما در اختيار نيروهاي دموکرات قرار داده شوند