تنظيم استراژی بزرگ
تنظيم استراتژي بزرگ
پس ازارزيابي وضعيت، انتخاب روش ومشخص نمودن نقش کمکهاي خارجي، برنامه ريزان استراتژي بزرگ بايد طرح کلي ازبهترين روندي که مبارزه ميتواندهدايت شود را تهيه کنند . اين طرح گسترده بايد ازحال تا آينده فرآيند کسب آزادي وموسسات سيستم دموکراتيک را شامل شود . درتنظيم استراتژي بزرگ برنامه ريزان احتياج دارند تا ازخود سوالات گوناگوني بپرسند . سوالات زير انواع ملاحظاتي که درتعبيه يک استراتژي بزرگ،براي مبارزه طلبي سياسي مورد احتياج اندرا بشيوه اي مشخص ترازگذشته مطرح ميکنند :جامع ترين تصوركلي ازاينکه ديکتاتوري چگونه ميتواند خاتمه يابد و دموکراسي جايگزين آن شود چيست ؟ مبارزه دراز مدت چگونه ميتواند به بهترين وجه آغاز شود؟ مردم تحت ستم چگونه ميتوانند اعتماد به نفس و قدرت کافي براي اقدام به مبارزه عليه ديکتاتوري، فعلا درحدي محدود، بدست بياورند ؟ ظرفيت بکارگيري عدم همکاري و مبارزه طلبي در مردم چگونه بايد با گذشت زمان و تجربه افزايش يابد ؟ بمنظوربازيافتن کنترل دموکراتيک بر جامعه و محدود کردن ديکتاتوري هدف مجموعه اي محدود ازمبارزات چه چيزهايي ميتواند باشد؟ آيا موسسات مستقلي وجود دارند که از ديکتاتوري جان سالم به دربرده وامکان استفاده ازآنان براي برقراري آزادي وجود داشته باشد؟کدام موسسات جامعه ميتوانند برکنترل ديکتاتورغالب شوند،يا کدام موسسات بايد دوباره بدست دموکراتها بمنظور پاسخ دهي به نياز آنان وتاسيس جو دموکراسي، حتي درصورت ادامه ديکتاتوري، ايجاد شوند؟ قدرت تشکيلاتي چگونه ميتواند درمقاومت توسعه يابد ؟ مشارکت کنندگان چگونه ميتوانند آموزش ببينند ؟چه منابعي مالي ،تجهيزات و غيره درمبارزه لازم خواهند بود؟چه نوع نمادهايي ميتوانند به موثرترين روش توده ها را بسيج کنند ؟ازطريق چه نوع اقداماتي ودرطي چه مراحلي منابع قدرت ديکتاتور ميتوانند بصورت دائمي تضعيف شوند ودر نهايت ازبين بروند؟ مردم مقاومت کننده چگونه ميتوانند همزمان برروي مبارزه پافشاري کنند ودرعين حال انضباط لازم غيرخشونت آميزرا نيزرعايت کنند؟ نظم اجتماعي چگونه ميتواند درحين کشمکش حفظ شود؟وقتي پيروزي نزديک است، مقاومتگران دموکرات چگونه ميتوانند به ساختن پايه هاي سازماني جامعه پسا ديکتاتوري ادامه دهند تا گذاررا تا آنجا که ممکن است هموار کنند؟بايد بيادداشت که برنامه کاري يگانه اي وجود ندارد، يا نميتواند وجود داشته باشد،که براساس آن بتوان براي هرجنبش آزادي بخشي عليه ديکتاتوري، استراتژي بزرگي طراحي کرد .هرمبارزه اي براي به پايين کشيدن يک ديکتاتوري وتاسيس سيستمي دموکراتيک تا حدي با مبارزات ديگر متفاوت خواهد بودهيچ دوموقعيتي د قيقا شبيه يکديگرنخواهند بود، هرديکتاتوري برخي مشخصات ويژه خود راخواهد داشت، وظرفيت آزادي طلبي مردم بايکديگرتفاوت خواهد داشت. برنامه ريزان استراتژي بزرگ براي مبارزه طلبي سياسي به درکي عميق نه فقط از شرايط ويژه مبارزه خود،که از روش انتخاب شده براي مبارزه نيزاحتياج خواهند داشت. وقتي استراتژي بزرگ با دقت طراحي شد،دلايل واضحي براي علني کردن آن وجود دارد،تعداد بسيارزيادي ازمردم که به مشارکت آنان نياز است درصورت درک مفهوم کلي، درست همانند دستورات خاص، احتمالا با اشتياق و توان بيشتر اقدام به مشاركت خواهندکرد. اين دانش بصورت بالقوه تاثيري بسيارمثبت درروحيه واشتياق آنان براي مشارکت واقدام مناسب خواهد داشت . طرح کلي استراتژي بزرگ بهرحال براي ديکتاتور مشخص خواهد شد و دانستن خصوصيات آن بصورت بالقوه باعث هدايت وي بسمت کاستن ازبيرحمي ها درسرکوب خواهد شد چرا که وي خواهد فهميد که اين بيرحمي ها ميتوانند بصورت سياسي بسمت خود وي بازگردند . آگاهي ازمشخصات ويژه استراتژي بزرگ ميتواند بصورت بالقوه باعث بروز اختلاف و ترک خدمت دراردوگاه ديکتاتور شود. هنگامي كه يك برنامه استراتژيک براي به پايين کشيدن ديکتاتوري وتاسيس سيستمي دموکراتيک طرح ريزي شد، براي طرفداران دموکراسي مهم است که براجراي آن پافشاري کنند . تنها درشرايطي بسيار نادر مبارزه ميتواند راه خود را از استراتژي بزرگ ابتدايي جدا کند . برنامه ريزان تنها هنگامي که شواهد فراواني وجود داشته باشد که استراتژي بزرگ انتخاب شده اشتباه بوده، يا هنگامي که شرايط مبارزه بصورت پايه اي تغيير کرده باشند، ممکن است احتياج به تغيير استراتژي بزرگ داشته باشند . حتي آنگاه نيز، اين عمل بايد تنها پس از اينکه ارزيابي دوباره انجام گرفت و طرح استراتژي بزرگ جديدي توسعه يافت و پذيرفته شد، انجام شود
پس ازارزيابي وضعيت، انتخاب روش ومشخص نمودن نقش کمکهاي خارجي، برنامه ريزان استراتژي بزرگ بايد طرح کلي ازبهترين روندي که مبارزه ميتواندهدايت شود را تهيه کنند . اين طرح گسترده بايد ازحال تا آينده فرآيند کسب آزادي وموسسات سيستم دموکراتيک را شامل شود . درتنظيم استراتژي بزرگ برنامه ريزان احتياج دارند تا ازخود سوالات گوناگوني بپرسند . سوالات زير انواع ملاحظاتي که درتعبيه يک استراتژي بزرگ،براي مبارزه طلبي سياسي مورد احتياج اندرا بشيوه اي مشخص ترازگذشته مطرح ميکنند :جامع ترين تصوركلي ازاينکه ديکتاتوري چگونه ميتواند خاتمه يابد و دموکراسي جايگزين آن شود چيست ؟ مبارزه دراز مدت چگونه ميتواند به بهترين وجه آغاز شود؟ مردم تحت ستم چگونه ميتوانند اعتماد به نفس و قدرت کافي براي اقدام به مبارزه عليه ديکتاتوري، فعلا درحدي محدود، بدست بياورند ؟ ظرفيت بکارگيري عدم همکاري و مبارزه طلبي در مردم چگونه بايد با گذشت زمان و تجربه افزايش يابد ؟ بمنظوربازيافتن کنترل دموکراتيک بر جامعه و محدود کردن ديکتاتوري هدف مجموعه اي محدود ازمبارزات چه چيزهايي ميتواند باشد؟ آيا موسسات مستقلي وجود دارند که از ديکتاتوري جان سالم به دربرده وامکان استفاده ازآنان براي برقراري آزادي وجود داشته باشد؟کدام موسسات جامعه ميتوانند برکنترل ديکتاتورغالب شوند،يا کدام موسسات بايد دوباره بدست دموکراتها بمنظور پاسخ دهي به نياز آنان وتاسيس جو دموکراسي، حتي درصورت ادامه ديکتاتوري، ايجاد شوند؟ قدرت تشکيلاتي چگونه ميتواند درمقاومت توسعه يابد ؟ مشارکت کنندگان چگونه ميتوانند آموزش ببينند ؟چه منابعي مالي ،تجهيزات و غيره درمبارزه لازم خواهند بود؟چه نوع نمادهايي ميتوانند به موثرترين روش توده ها را بسيج کنند ؟ازطريق چه نوع اقداماتي ودرطي چه مراحلي منابع قدرت ديکتاتور ميتوانند بصورت دائمي تضعيف شوند ودر نهايت ازبين بروند؟ مردم مقاومت کننده چگونه ميتوانند همزمان برروي مبارزه پافشاري کنند ودرعين حال انضباط لازم غيرخشونت آميزرا نيزرعايت کنند؟ نظم اجتماعي چگونه ميتواند درحين کشمکش حفظ شود؟وقتي پيروزي نزديک است، مقاومتگران دموکرات چگونه ميتوانند به ساختن پايه هاي سازماني جامعه پسا ديکتاتوري ادامه دهند تا گذاررا تا آنجا که ممکن است هموار کنند؟بايد بيادداشت که برنامه کاري يگانه اي وجود ندارد، يا نميتواند وجود داشته باشد،که براساس آن بتوان براي هرجنبش آزادي بخشي عليه ديکتاتوري، استراتژي بزرگي طراحي کرد .هرمبارزه اي براي به پايين کشيدن يک ديکتاتوري وتاسيس سيستمي دموکراتيک تا حدي با مبارزات ديگر متفاوت خواهد بودهيچ دوموقعيتي د قيقا شبيه يکديگرنخواهند بود، هرديکتاتوري برخي مشخصات ويژه خود راخواهد داشت، وظرفيت آزادي طلبي مردم بايکديگرتفاوت خواهد داشت. برنامه ريزان استراتژي بزرگ براي مبارزه طلبي سياسي به درکي عميق نه فقط از شرايط ويژه مبارزه خود،که از روش انتخاب شده براي مبارزه نيزاحتياج خواهند داشت. وقتي استراتژي بزرگ با دقت طراحي شد،دلايل واضحي براي علني کردن آن وجود دارد،تعداد بسيارزيادي ازمردم که به مشارکت آنان نياز است درصورت درک مفهوم کلي، درست همانند دستورات خاص، احتمالا با اشتياق و توان بيشتر اقدام به مشاركت خواهندکرد. اين دانش بصورت بالقوه تاثيري بسيارمثبت درروحيه واشتياق آنان براي مشارکت واقدام مناسب خواهد داشت . طرح کلي استراتژي بزرگ بهرحال براي ديکتاتور مشخص خواهد شد و دانستن خصوصيات آن بصورت بالقوه باعث هدايت وي بسمت کاستن ازبيرحمي ها درسرکوب خواهد شد چرا که وي خواهد فهميد که اين بيرحمي ها ميتوانند بصورت سياسي بسمت خود وي بازگردند . آگاهي ازمشخصات ويژه استراتژي بزرگ ميتواند بصورت بالقوه باعث بروز اختلاف و ترک خدمت دراردوگاه ديکتاتور شود. هنگامي كه يك برنامه استراتژيک براي به پايين کشيدن ديکتاتوري وتاسيس سيستمي دموکراتيک طرح ريزي شد، براي طرفداران دموکراسي مهم است که براجراي آن پافشاري کنند . تنها درشرايطي بسيار نادر مبارزه ميتواند راه خود را از استراتژي بزرگ ابتدايي جدا کند . برنامه ريزان تنها هنگامي که شواهد فراواني وجود داشته باشد که استراتژي بزرگ انتخاب شده اشتباه بوده، يا هنگامي که شرايط مبارزه بصورت پايه اي تغيير کرده باشند، ممکن است احتياج به تغيير استراتژي بزرگ داشته باشند . حتي آنگاه نيز، اين عمل بايد تنها پس از اينکه ارزيابي دوباره انجام گرفت و طرح استراتژي بزرگ جديدي توسعه يافت و پذيرفته شد، انجام شود

0 Comments:
Post a Comment
<< Home