اداره مسئولانه موفقيتها
اداره مسئولانه موفقيتها
برنامه ريزان استراتژي بزرگ بايد پيشاپيش شيوه هاي عملي را كه ازطريق آنها ميتوان مبارزه اي موفق را به بهترين نحو بمنظور جلوگيري ازظهوريك ديكتاتوري جديد به پايان رساند و تاسيس تدريجي سيستم دموكراسي پايداررا تضمين نمود،محاسبه كنند.دموكراتها بايد برآورد كنند كه چگونه ميتوان درپايان مبارزه،گذارازديكتاتوري به دولتي موقت را اداره نمود .بهرحال، دولت جديد نبايد صرفا دولت قديمي با افراد جديد باشد .مهم است تا برآورد شود كه چه بخشهايي ازساختاردولت قبلي مثل پليس سياسي بايد بدليل خصوصيات ذاتي غيردموكراتيك خود كاملاحذف شوند وچه بخشهایي بايد موضوع فعاليتهاي دموكراتيك كننده آتي قرار گيرند. حذف كامل دولت ميتواند باعث هرج و مرج يا ديكتاتوري جديد شود .بايد پيشاپيش فكركرد وتصميم گرفت كه پس ازفروپاشي ديكتاتوري چه سياستي بايد درقبال صاحب منصبان رده بالاي آن اتخاذ شود. براي مثال،آيا بايد ديكتاتورها را بمنظورمحاكمه در دادگا ه حاضركرد؟ آيا بايد به آنها اجازه داد تا براي هميشه كشورراترك كنند ؟ چه گزينه هاي ديگري دردست است كه بامبارزه طلبي سياسي، بازسازي كشوروايجاد دموكراسي همگون باشد ؟بايد ازايجاد قتل عامي كه پي آمدهاي حاد براي امكان ايجاد سيستم دموكراتيك آتي خواهد داشت، جلوگيري شود.بايد طرحهاي خاص دوران گذار بمنظور استفاده درزماني كه ديكتاتوري ضعيف شده يا فرو مي پاشد آماده شده باشد .اين طرحها كمك ميكنند تا گروهي ديگر نتواند ازطريق كودتا قدرت دولتي را دردست گيرند. طرحهايي نيزبراي تاسيس دولتي دموكراتيك ومبتني برقانون اساسي با تمامي آزاديهاي سياسي وفردي مورد احتياج است .تغييراتي كه باهزينه هاي بسياربدست آمده است را نبايد بخاطركمبود طرح وبرنامه ازدست داد.درمواجهه با مردمي كه دائما قدرتمندترميشوندورشد گروههاي مستقل دموكراتيك وموسساتي كه ديكتاتورتوان كنترل هيچيك ازآنها را ندارد، ديكتاتورها درمي يابند كه اقداماتشان بي نتيجه است. تعطيلات كلان جامعه، اعتصابات عمومي، خانه نشينيهاي توده اي، راه پيمايهاي مبارزه طلبانه يا اقدامات ديگر بگونه اي فزايند ه باعث تخريب سازمانهاي ديكتاتوروموسسات مرتبط با وي ميگردند. پي آمد اجراي هوشمندانه چنين مبارزه طلبي وعد م همكاري كه درطول زمان با مشاركت توده مردم همراه ميشود،ضعيف شدن ديكتاتور و در نهايت به پيروزي رسيدن مقاومتگران دموكرات، بدون توسل به خشونت، است . ديكتاتوري درمقابل مردم مبارزه طلب فروخواهدپاشيد. البته هرتلاشي ازاين نوع هم ،خصوصا به راحتي و سرعت، منجربه پيروزي نخواهد شد.بايد درياد داشت كه به همان تعداد جنگ نظامي پيروزمندانه كه وجود دارد، جنگ نظامي منجر بشكست هم موجود است . اگرچه، مبارزه طلبي سياسي امكاني عملي براي پيروزي فراهم ميكند. همانگونه كه پيش از اين شرح داده شد، اين احتمال را ميتوان ازطريق توسعه يك استراتژي بزرگ هوشمندانه، برنامه ريزي دقيق استراتژيك ، تلاش سخت و مبارزه منضبط و دلاورانه افزايش داد
برنامه ريزان استراتژي بزرگ بايد پيشاپيش شيوه هاي عملي را كه ازطريق آنها ميتوان مبارزه اي موفق را به بهترين نحو بمنظور جلوگيري ازظهوريك ديكتاتوري جديد به پايان رساند و تاسيس تدريجي سيستم دموكراسي پايداررا تضمين نمود،محاسبه كنند.دموكراتها بايد برآورد كنند كه چگونه ميتوان درپايان مبارزه،گذارازديكتاتوري به دولتي موقت را اداره نمود .بهرحال، دولت جديد نبايد صرفا دولت قديمي با افراد جديد باشد .مهم است تا برآورد شود كه چه بخشهايي ازساختاردولت قبلي مثل پليس سياسي بايد بدليل خصوصيات ذاتي غيردموكراتيك خود كاملاحذف شوند وچه بخشهایي بايد موضوع فعاليتهاي دموكراتيك كننده آتي قرار گيرند. حذف كامل دولت ميتواند باعث هرج و مرج يا ديكتاتوري جديد شود .بايد پيشاپيش فكركرد وتصميم گرفت كه پس ازفروپاشي ديكتاتوري چه سياستي بايد درقبال صاحب منصبان رده بالاي آن اتخاذ شود. براي مثال،آيا بايد ديكتاتورها را بمنظورمحاكمه در دادگا ه حاضركرد؟ آيا بايد به آنها اجازه داد تا براي هميشه كشورراترك كنند ؟ چه گزينه هاي ديگري دردست است كه بامبارزه طلبي سياسي، بازسازي كشوروايجاد دموكراسي همگون باشد ؟بايد ازايجاد قتل عامي كه پي آمدهاي حاد براي امكان ايجاد سيستم دموكراتيك آتي خواهد داشت، جلوگيري شود.بايد طرحهاي خاص دوران گذار بمنظور استفاده درزماني كه ديكتاتوري ضعيف شده يا فرو مي پاشد آماده شده باشد .اين طرحها كمك ميكنند تا گروهي ديگر نتواند ازطريق كودتا قدرت دولتي را دردست گيرند. طرحهايي نيزبراي تاسيس دولتي دموكراتيك ومبتني برقانون اساسي با تمامي آزاديهاي سياسي وفردي مورد احتياج است .تغييراتي كه باهزينه هاي بسياربدست آمده است را نبايد بخاطركمبود طرح وبرنامه ازدست داد.درمواجهه با مردمي كه دائما قدرتمندترميشوندورشد گروههاي مستقل دموكراتيك وموسساتي كه ديكتاتورتوان كنترل هيچيك ازآنها را ندارد، ديكتاتورها درمي يابند كه اقداماتشان بي نتيجه است. تعطيلات كلان جامعه، اعتصابات عمومي، خانه نشينيهاي توده اي، راه پيمايهاي مبارزه طلبانه يا اقدامات ديگر بگونه اي فزايند ه باعث تخريب سازمانهاي ديكتاتوروموسسات مرتبط با وي ميگردند. پي آمد اجراي هوشمندانه چنين مبارزه طلبي وعد م همكاري كه درطول زمان با مشاركت توده مردم همراه ميشود،ضعيف شدن ديكتاتور و در نهايت به پيروزي رسيدن مقاومتگران دموكرات، بدون توسل به خشونت، است . ديكتاتوري درمقابل مردم مبارزه طلب فروخواهدپاشيد. البته هرتلاشي ازاين نوع هم ،خصوصا به راحتي و سرعت، منجربه پيروزي نخواهد شد.بايد درياد داشت كه به همان تعداد جنگ نظامي پيروزمندانه كه وجود دارد، جنگ نظامي منجر بشكست هم موجود است . اگرچه، مبارزه طلبي سياسي امكاني عملي براي پيروزي فراهم ميكند. همانگونه كه پيش از اين شرح داده شد، اين احتمال را ميتوان ازطريق توسعه يك استراتژي بزرگ هوشمندانه، برنامه ريزي دقيق استراتژيك ، تلاش سخت و مبارزه منضبط و دلاورانه افزايش داد

0 Comments:
Post a Comment
<< Home