ايران صخره

Wednesday, March 01, 2006

يک مسئوليت شايسته

يك مسووليت شايسته
تاثيرمبارزه غيرخشونت آميزتنها تضعيف وازميان بردن ديكتاتورها نيست بلكه قدرت بخشيدن به مردم تحت ستم نيزهست .اين تكنيك، مردمي كه پيش ازاين خود را پياده شطرنج يا قربانيان احساس ميكردندراقادرميكند تابا تلاشهاي خود قدرت رامستقيما براي دستيابي به آزادي وعدالت بيشتربكارگيرند اين تجربه مبارزاتي،نتايج رواني مهمي دارد كه ميتواند درافزايش عزت واعتماد بنفس درميان بي قدرتان سابق نقشي ايفا كند.يكي ازنتايج سودمند ودرازمدت مهمي كه استفاده ازمبارزه غيرخشونت آميزبمنظورتاسيس دولتي دموكراتيك دارا ميباشد اين است كه به جامعه توان بيشتري براي سر وكارداشتن با مشكلات آتي وادامه راه اهدا ميكند. مشكلاتي همانند سوء استفاده هاي دولتي آتي و انحراف آن، بدرفتاري هريك از گروهها، بي عدالتيهاي اقتصادي و محدوديتهاي اعمال شده بركيفيت دموكراتيك بودن سيستم سياسي .مردمي كه دراستفاده ازمبارزه طلبي سياسي كارآزموده شده باشند كمتردربرابر ديكتاتورهاي آتي ضربه پذيرخواهندبود .بعد ازآزادي،آشنايي با مبارزه غيرخشونت آميز،شيوه هايي براي دفاع ازدموكراسي،آزاديهاي مدني، حقوق اقليتها وحقوق ويژه دولتهاي منطقه اي، ايالتي وموسسات غيردولتي فراهم ميكند. اين روشهاهمچنين راههايي فراهم ميكنند كه ازطريق آنها مردم وگروهها ميتواند عقايد افراطي خود برروي مسائلي كه آنقدر مهم بوده اند كه گروههاي مخالف گاه براي ابرازآ نها به تروروجنگ چريكي روي آورده بودند،را بيان كنند.اميد است تا انديشه هاي مطرح شده دراين بررسي مبارزه طلبي سياسي يامبارزه غيرخشونت آميز،كمكي باشد براي تمامي افرادوگروههايي كه بدنبال رفع ستم ديكتاتوري ازمردم خودهستند وايجاد سيستمي دموكراتيك وپايداركه آزاديهاي انسان و كنش مردمي براي بهبود جامعه را محترم شمارد.در انديشه هايي كه شرح داده شدند، سه نتيجه عمده وجود دارد .الف ـ آزادي ازديكتاتوري ممكن است ب ـ براي رسيدن به آن احتياج به برنامه ريزي استراتژيك وانديشه اي دقيق است؛ پ ـ براي رسيدن به آن احتياط، سخت كوشي و مبارزه منضبط، حتي با هزينه بالا،مورد احتياج است.نقل قول مشهورآزادي رايگان نيست حقيقت دارد هيچ نيروي خارجي براي بخشش آزادي كه مردم تحت ستم بسيارخواستار آنند، نخواهد آمد.مردم بايد ياد بگيرند كه چگونه بخودشان آزادي ببخشند. و اين به آساني ممكن نيست اگر مردم چيزي كه براي آزادي خود آنان مورد نيازاست را بچنگ بياورند،ميتوانند مجموعه اقداماتي كه درنهايت، بواسطه رنج فراوان، به آزادي منجر ميشوند را طراحي نمايند آنگاه آنان، با پشت كار، ميتوانند نظم دموكراتيك نويني بنا نهند وبراي دفاع ازآن آماده شوند . آزادي كه ازطريق اينچنين مبارزه اي بدست بيايد،متواند پايدارباشد. اين آزادي توسط مردمي سختكوش كه به حراست وغنابخشي آن متعهدند، نگهداري خواهد شد

سياست دفاعی

سياست دفاعي دموكراتيك
همچنين كشور آزاد شده ممكن است با تهديدات خارجي مواجه شود كه براي مقابله با آنها نياز به توان دفاعي خواهد داشت . به همين صورت كشور ممكن است از طرف خارجي ها براي ايجاد سلطه اقتصادي، سياسي يا نظامي تهديد شود.بمنظور حفظ دموكراسي داخلي، بايد توجه خاصي بكاربرد اصول اوليه مبارزه طلبي سياسي براي پاسخگويي به نيازهاي دفاع ملي مبذول شود . با قرار دادن مستقيم توان دفاعي دردستان شهروندان، كشورهاي تازه آزادي يافته ميتوانند ازپايه گذاري ظرفيت نظامي قدرتمندي كه به نوبه خود مي تواند دموكراسي ر ا تهديد كند يا به منابع اقتصادي كلاني، كه ميتواننددرمحلي مفيدترصرف شوند،احتياج داشته باشد جلوگيري كند.بايد بياد داشت كه بعضي گروهها آگاهانه ازتهيه هرگونه قانون اساسي شانه خالي خواهند كردتا بتوانند خودرا بمقام ديكتاتورهاي جديد بگمارند بهمين دليل،نقش دائمي براي تمام مردم وجود خواهد داشت كه عبارت است ازمبارزه طلبي وعد م همكاري درمقابل ديكتاتورهاي احتمالي وحفظ ساختارها،حقوق وروندهاي دموكراتيك

پيشنويس قانون اساسی

پيشنويسي قانون اساسي
سيستم دموكراتيك جديد به قانون اساسي نيازخواهد داشت كه چارچوب مورد تقاضاي دولت دموكراتيك را بنا نهد .قانون اساسي بايد اهداف دولت، محدوديتهاي قدرتهاي دولتي، روش و زما نبند يهاي انتخاباتي كه براساس آنها صاحب منصبان دولتي وقانونگذاران انتخاب ميشوند، حقوق ذاتي مردم و شيوه ارتباط دولت ملي با سطوح پايين تردولت را مشخص كند.در درون دولت مركزي، اگر دولت بخواهد دموكراتيك باقي بماند،تقسيم اقتداري روشن و صريح بايد بين قانونگذار،مجري قانون وشاخه قضايي دولت ايجاد شده باشد .محدوديتهايي قدرتمند بايد براي اقدامات پليس،سازمانهاي اطلاعات ونيروهاي نظامي قائل شد تا امكان هرگونه دخالت سياسي ازآنها گرفته شود.بمنظورحفظ سيستم دموكراتيك وبازداري ازتلاشها واهداف استبدادگرايانه، قانون اساسي ترجيحا بايد بگونه اي باشد كه سيستمي فدرال باحقوق پيش بيني شده كافي براي سطوح منطقه اي،ايالتي ومحلي دولت بنا كند .دربعضي مواقع سيستمهاي سوئيس ميتواند درنظرگرفته شودكه درآن مناطقي نسبتا كوچك بابرخوردار ازحقوقي بسيار،درعين حال قسمتي ازكل كشورنيزباقي ميمانند.اگرپيش ازاين درتاريخ كشور بتازگي آزاد شده، قانوني اساسي با اكثر اين خصوصيات وجود داشته است، هوشمندانه است كه بسادگي با ترميم موارد مورد نظر، آنرا اعاده نمود .اگرقانون اساسي قديمي وجود نداشته باشد، شايد لازم باشد كه يك قانون اساسي موقت بكار گرفته شود . درغير اينصورت، بايد قانون اساسي جديدي آماده شود .آماده سازي يك قانون اساسي جديد به زمان وتفكرقابل ملاحظه اي احتياج خواهد داشت. دراين فرآيند مشاركت عمومي براي تصويب متن جديد يا ترميمي، پسنديده و مورد احتياج است .بايد در مورد ضميمه نمودن وعده هايي درقانون اساسي كه ممكن است درآينده غيرقابل اجرا تشخيص داده شوند يا مقرراتی که احتياج به یک دولت بسيارمتمرکزدارند بسيارمراقب بود چرا كه هردوي آنها ميتوانند ظهورديكتاتوري جديد راتسهيل كنند.جمله بندي قانون اساسي بايد براحتي توسط تعداد زيادي ازمردم قابل فهم باشد .قانون اساسي نبايد آنقدر پيچيده يا مبهم باشد كه تنها وكلا يا ديگر نخبه گان بتوانند مدعي درك آن باشند